نقد و تحلیل تعاریف«حُسن طلب» همراه با دریافتی تازه از آن
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه شهید چمران اهواز
2 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید چمران اهواز
3 زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
doi
10.22099/jba.2018.28748.2951چکیده
حُسن طلب، از آرایه های ادبی است که نیاز و خواسته ای را با شیوهی نیکو و اثرگذار برای شنوندهی خویش بیان می نماید؛ این آرایه ادبی به عنوان یک متغیّر در بدیع معنوی، بر پایهی نیاز، نوع تقاضا و جایگاهِ مخاطب، بهگونههای متفاوتی در قالبهای شعری پدیدار میگردد و در مرکز آن طلب به عنوان یک سخن هدفمند نمود دارد. اجزای سازندهی بافت شعر، همچون واژگان و زبان، تصویر،آهنگ کلام، عاطفه، لحن و جایگاه سخن که موجب حُسن آن می شوند، با تأثیرپذیری از عواملی مانند شخصیّت شاعر، سبک شعری، نوع مخاطب، مطلوب یا خواستهی شاعر، شرایط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی حاکم برجامعهای که شاعر درآن زندگی میکند، سبب بیان طلب میشوند؛ این نکته در تعاریف کتابهای پیشین بدیع و بلاغت نیامده است. این مقاله با بررسی، نقد و تحلیل تعاریف موجود درمنابع بلاغی، بر پایهی شیوههای استفادهی شاعران ازحسن طلب، تعریفی نوین با دیدگاهی تازه، از این آرایه، ارائه کرده است.