تحول مفهوم سرزمین در عصر جهانیشدن
نویسندگان
1 ـ استاد جغرافیای سیاسی، دانشگاه تهران
2 ـ جغرافیای سیاسی، دانشگاه تهران
doi
چکیده
سرزمین، یکی از پایههای اساسی علم جغرافیای سیاسی میباشد، اما هماکنون بحثهای زیادی در رابطه با بیاهمیت شدن و از موضوع افتادن مفهوم سرزمین در عصر جهانیشدن وجود دارد. بحث سرزمینزدایی آنچنان محافل علمی و دانشگاهی را به خود جذب کرده است که انگار جهانیشدن بهطور دقیق به معنای سرزمین زدایی میباشد. این مقاله با رویکردی نو و واقعگرایانه سعی دارد تا فرایند جهانیشدن را با نگاهی سرزمینی تحلیل کند. بهاین معنا که وجود فراملی گرایی یا فراسرزمینی شدن جریانها انکار نمیشود ولی به نوعی سعی در اثبات باز سرزمینی شدن جریانها و پدیدههای گوناگون در عصر جهانیشدن دارد. بعلاوه، استدلال اصلی مقالهاین است که قلمروسرزمینی ( سرزمین و مرز) در عصر جهانیشدن از بین نرفته بلکه کارکرد آن متحول شده است. این اعتقاد نیز وجود دارد که قلمرو سرزمینی به دلیل نیاز انسان به تفاوت – و هرآنچه که جغرافیاست- ماندگار بوده و جهانیشدن، فراملی شدن و.. جایگاه و نقش آن را در زندگی اشتراکی انسان از بین نمیبرد.