مؤلفههای معناباختگی در شعر کتیبه مهدی اخوان ثالث
نویسندگان
1 دانشگاه علامه طباطبائی تهران
2 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اراک
3 دانشگاه علامه طباطبائی تهران
4 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی. تهران. ایران.
doi
10.22099/jba.2018.26758.2793چکیده
یکی از جریانهای ادبی که متأثر از اتفاقات سیاسیِ اروپای قرن بیستم است، معناباختگی است. این جریان، نخست در تئاتر فرانسه پدید آمد و به سرعت در اروپا منتشر شدو بعداز مدتی بر دیگر گونههای ادبی تأثیر گذاشت. روشنفکران نوگرای ایرانی تقریباً همزمان با رواج آن در اروپا، به آن علاقهمند شدند و در قالب ترجمه، شاهکارهای آن را به جامعهی ایران شناساندند. تحتتأثیر رویدادهای سیاسی دهههای سی و چهل خورشیدی، شرایط جامعه در ایران نیز بهگونهای پیش رفت که آثاری با رویکرد معناباخته پدیدار شدند. یکی از شاعرانی که در آن دوره به این رویکرد علاقه مند شد، مهدی اخوان ثالث است. در این مقاله ابتدا به زمینههای فکری و بستر تاریخی معناباختگی در ادبیات غرب پرداخته، معنای واژهی (absurd) و مفهوم و مصداق آن را در ادبیات اروپا بازبینی کرده ایم؛ سپس مؤلفهها و مبانی کارکردی این مکتب را در ادبیات برشمردهایم. در قسمت بعدی مقاله سراغ شعر کتیبه اخوان رفته ایم و شرایط اجتماعی- سیاسی ایران را در دهههای سی و چهل به عنوان زمینهی تاریخیِ سرودن این شعر بررسی کرده ایم و در قسمت پایانی مؤلفههای جریان معناباختگی را در شعر کتیبه برشمرده و به شرح تفصیلیِ آن پرداختهایم. بازنگری هانشان میدهد اخوان ثالث در زمان سرودن کتیبه با این جریان آشنا بوده و تقریباً همهی مؤلفههای آن را به کار بردهاست.