تعلیم‌وتربیت با رویکرد انسان‌شناسی فرهنگی؛ چیستی و مؤلفه‌ها

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای فلسفه تعلیم و تربیت، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران elham.zareh70@gmail.com

2 دانشیار، گروه مبانی تعلیم و تربیت، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران (نویسنده مسئول)، bshamshiri@rose.shirazu.ac.ir

3 استادیار، گروه مبانی تعلیم و تربیت، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران mhkarimi@rose.shirazu.ac.ir

4 استادیار گروه مبانی تعلیم و تربیت، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران shshahsani@yahoo.com

doi
10.22083/scsj.2024.428992.1131
چکیده

مقاله حاضر ضمن تأکید بر اینکه انسان موجودی فرهنگی است و تمام ابعاد زندگی وی متأثر از فرهنگ است، با رویکردی بینا­رشته­ای، به بررسی چیستی، چرایی، ابعاد و مؤلفه‌های تعلیم­وتربیت از منظر انسان­شناسی فرهنگی و لزوم توجه به چنین رویکردی در نظام­های آموزشی برای به­دست­آوردن شناخت و فهم همه­جانبه و مطلوب از انسان و سپس برنامه­ریزی برای وی می­پردازد. مقاله با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای استقرایی انجام گرفته و پاسخ­دادن به پرسش­هایی همچون این­که منظور از انسان­شناسی فرهنگی چیست و مؤلفه‌های اساسی آن کدامند؟ و ملاحظات انسان­شناسی فرهنگی در تعلیم­وتربیت و ویژگی­ها و مؤلفه‌های تعلیم­وتربیت از منظر این رویکرد کدام است؟ را وجهه همت خود قرار می­دهد. یافته­ها حاکی از آن است که انسان­شناسی فرهنگی با داشتن نگاهی کل­گرایانه، جامع و درونی به انسان و مسائل وی، از دید وی به جهان می­نگرد و بصیرت­هایی جدید و توصیفی دقیق­تر از آنچه در درون و برون وی رخ می‌دهد، ارائه می­دهد. انسان­شناسی فرهنگی با درنظرگرفتن فرهنگ به­مثابه نرم­افزار ذهن که می­تواند در نوع مواجهه کودک با آموزش­های مدرسه­ای اثرگذار باشد، معتقد است با داشتن نگاه فرهنگی به آموزش، بسیاری از امور انسانی که مسئله می­پنداریم یا شناخت نادرستی از آن داریم، به­درستی موردبررسی و حل قرار می­گیرد و حتی در بسیاری از موارد منحل خواهد شد. بدین­ترتیب موجب تسهیل، معنادارشدن، عمق­بخشیدن به یادگیری و تحول دید دست­اندرکاران به مسائل، روش­ها، محتواها و سایر عوامل مؤثر در آموزش­وپرورش خواهد شد.