تجلی آیین دادخواهی در ادب فارسی

نویسندگان

1 مدرس مدعو دانشگاه لرستان

2 دانشیار دانشگاه لرستان

3 دانشیار دانشگاه لرستان

doi
10.22099/jba.2018.23854.2523
چکیده

یکی از مواردی که در متون ادب فارسی مورد توجه قرارگرفته و به شیوه­های مختلف بازتاب یافته، آیین دادخواهی و تظلّم است. زنجیرعدالت، قصه برداشتن، جامه­ی سرخ پوشیدن، سر راه پادشاهان ایستادن، خاک بر سر کردن و... برخی از مشهورترینِ شیوه‌های دادخواهی بوده­است. این شیوه­های دادخواهی­ به دلایل مختلف از جانب حاکمان یا مردم ابداع شده­­است. برخی شیوه­ها همچون زنجیر عدالت، عَلَم داد و جامه­ی سرخ، به وسیله­ی حاکمان ابداع شده­اند. در مقابل، متظلّمان نیز از سر ناچاری و برای جلب توجه صاحبان قدرت، روش­هایی خلق کرده­اند. خاک بر سر کردن، دست در دامن زدن و سربرهنه کردن از این نوع­اند. در ظاهر هرگاه کارکردهای یک شیوه، ضعیف و یا منسوخ می­شده جای خود را به شیوه­های جدیدتر می­داده­است. این شیوه­ها در ادبیات فارسی  بازتاب یافته و تا سال­ها پس از کهنه شدن، به صورت­های مختلف به حیات خود ادامه داده­اند. برخی از شاعران با مقاصد تربیتی و اخلاقی به آن­ها نگریسته‌اند؛ برخی به اصل آن آیین اشاره کرده­اند و برخی دیگر آن­ها را دست­مایه­ی مضمون­سازی­های شاعرانه قرار داده­اند. بعضی از ملزومات آیین دادخواهی مانند تیراَمان، انگشتری زینهار و...  را که در ادبیات هم منعکس شده­اند؛ می­توان از فروعات و ملحقات این آیین و رسوم دانست.