«بررسی کارکردهای تقدیرباوری و پیشگویی در منظومههای حماسی پس از شاهنامه
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران
2 دانشیار دانشگاه مازندران
doi
10.22099/jba.2018.25450.2674چکیده
یکی از موضوعات و بنمایههای اسطورهای که در حماسههای ملّی با آن روبهرو هستیم، بنمایهی تقدیر و سرنوشت است. در این باور، سرنوشت آدمی به نوعی تقدیر وابسته است که از طرفی پیروزی و شادمانی و از طرف دیگر سیهروزی و مرگ را نصیب آدمی میکند. بنابراین، سرنوشت محتوم آدمی در چنبر تقدیر رقم میخورد و از آن هیچ گریز و گزیری نیست. آبشخور باور به تقدیر و چیرگی زمان در افکار ایرانیان، به دوره قبل از اسلام باز میگردد و تلّقی زمان به عنوان عامل تقدیر، ریشه در آیینهایی چون زروانیسم تواند داشت. به باور مردمان روزگار باستان، آسمان منشأ اصلی تقدیر و راقم سرنوشت آدمیان بوده و ستارگان و سیّارات، کارگزاران آن به شمار رفتهاند. از این روی، روزگاری طولانی به پرستش ستارگان، ماه و خورشید میپرداختند و پادشاهان نیز در دربارهای خود منجّمان و پیشگویانی داشتهاند که در جنگها و کارهای بزرگ از آنان یاری میخواستند و گفتهی آنان را که کاردانان فلک بودند، به کار می-بستند. بنابراین، پیشگویی نمود دیگر باور به گریزناپذیری تقدیر در حماسههای ملّی است و بهرهگیری از سخنان اخترشناسان یکی از شگردهای پرداخت حماسه. قهرمانان حماسی در هنگام قرار گرفتن در تنگنا و پیش آمدن شرایط سخت، به کمک ستارهشماران، به پژوهش راز کیهان میپردازند. این پژوهش به بررسی کارکردهای تقدیرباوری و نشانههای آن در منظومههای حماسی پس از شاهنامه میپردازد. با ردیابی این باور در منظومههای مورد نظر، نشانههای زیادی از تقدیرباوری و به تبع آن پیشگویی را میتوان یافت که در عمل حماسی و خط سیر داستان تأثیرگذار است.