تحلیل نظام شَوِشی در غزل کمال خجندی: رویکرد نشانه- معناشناختی

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی و استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کوثر بجنورد

doi
10.22099/jba.2017.25530.2681
چکیده

کمال خجندی، غزل‌سرای نام‌آشنا و لطیف‌جان قرن هشتم و آغاز قرن نهم است. غزل های کمال، در مایه‌های عاشقانه، رندانه و ملامتی سروده شده است. ستایش عشق و رندی، تبیین فضاهای مربوط به عشق، عشق‌بازی و عشق‌باری با حسی‌ترین وجه و تحقق نوعی فضای همدلی و هم‌حسی، از بارزترین ویژگی‌های این گونه غزل‌هاست. این ویژگی‌ها، غزل کمال را در ارتباط با گفتمان‌های مختلف شَوِشی، عاطفی، حسی و جسمانه‌ای قرار می‌دهد. مسأله‌ای که اینجا طرح می‌شود این است که راز معناپردازی و معناآفرینی غزل کمال چیست و کدام ساختار و محتوای شعرش، کمال را به کامیاب‌ترین فرهیختۀ مدرسۀ غزلسرایی سعدی تبدیل کرده است. بر اساس این، در پژوهش حاضر با رویکرد نشانه- معناشناسی گفتمانی، نظام شوشی حاکم بر یکی از غزل‌های کمال مورد بررسی و تحلیل قرار می‌گیرد. پرسش اصلی پژوهش این است که نظام گفتمانی شوشی بر اساس کدام ترفندها در غزل کمال ایفای نقش می‌کند و چگونه در فرایند معناپردازی و معنادهی اشعارش تأثیر می‌گذارد. در واقع این مقاله با اتخاذ روش توصیفی- تحلیلی، سعی دارد نظام شوشی را در غزل شمارۀ نوزده از دیوان کمال بررسی کند تا از این رهگذر بتواند نظام گفتمانی شعر او را معرفی کند. این پژوهش، نشان می-دهد که جریان‌های مختلف شوشی، سرایتی و ادراکی- حسی در شعر کمال ایفای نقش می‌کنند. این وضعیت از وجود نوعی نظام احساسی و عاطفی در زیرساخت غزل کمال، حکایت دارد.