دو مضمون از توصیف واقعی معشوق در غزل منزوی، بهبهانی و بهمنی
نویسندگان
1 استادیار /دانشگاه فرهنگیان
doi
10.22099/jba.2017.23773.2514چکیده
بررسی سیر غزل فارسی نشان میدهد که غزل بیشتر متکی بر خیالپردازی و مضمونآفرینی درباره عشق بوده و اغلب غزلسرایان به جای توصیف احوال و تجربیات عاشقانه، با تخیل و ممارست در شاعری، مضمونپردازی -کردهاند، اما در دوره معاصر، برخی ازغزلسرایان کمابیش به توصیف واقعی حالات عاشقانه خود پرداختهاند. سیمین بهبهانی، حسین منزوی و محمدعلی بهمنی از جمله غزلسرایان نوگرای معاصر هستند که به نظر میآید مضامینی را در غزل خود جاری ساختهاند که رنگ و بویی از واقعیت عشق و زندگی دارد. در این تحقیق با بررسی دو مضمون "دست" و "صدا"، در غزل سه شاعر نامبرده، با روش توصیفی و تحلیلی، روشن میگردد که غزل-سرای معاصر در پردازش مضمون عاشقانه به گونهای کار کرده است که غزل عاشقانه را از اوج خیالپردازی، به سطح واقعیتهای زندگی و نیازهای انسانی نزدیک ساختهاست. بررسی غزلهای سه شاعر معاصر نشان داد که دو مضمون "دست" و "صدا"، از اصلیترین مضمونهایی است که نشان میدهد غزلسرایان سنتیپرداز معاصر بر آن شدهاند ، در توصیف احوال عاشق و معشوق، به تدریج از کلیشهها دور شوند و به بیان احساسات واقعی خود بپردازند. مضمون "دست" نشان دهندهء رابطه و نیاز عاطفی میان عاشق و معشوق و "صدا" نشاندهندهء همدلی و همفکری میان عاشق و معشوق است.