تحلیل گفتمان انتقادی بازنمایی خودکشی در گفتمانهای سیاسی دولتهای جمهوری اسلامی ایران (مطالعۀ موردی: استان ایلام)
نویسندگان
1 . دانشجوی دکتری، گروه جامعه شناسی سیاسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 دانشیار گروه جامعه شناسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 استادیار گروه مشارکت ها و ارتباطات، پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی، تهران، ایران.
doi
10.22034/farhang.2026.549216.1798چکیده
پدیدۀ خودکشی در استان ایلام، به عنوان یکی از مناطق محروم و متأثر از جنگ تحمیلی در کشور، در دهههای اخیر به یک معضل اجتماعی حاد تبدیل شده است. اگرچه مطالعات متعددی به بررسی عوامل روانشناختی، اجتماعی و فرهنگی این پدیده در استان ایلام پرداختهاند؛ اما تحلیل چگونگی بازنمایی آن در گفتمانهای رسمی سیاسی مغفول مانده است. هدف از انجام پژوهش حاضر، تحلیل گفتمان انتقادی بازنمایی خودکشی در دولتهای مختلف جمهوری اسلامی ایران (با تمرکز بر استان ایلام) بوده است. دادههای این پژوهش به صورت استقرایی از میان متون، اسناد و روایتهای رسمیِ منتخب استخراج و در قالب کدگذاری سهمرحلهای ساماندهی شدند. جامعۀ مورد مطالعه شامل متون رسمی، رسانهای و اسناد دولتهای جمهوری اسلامی ایران از سال ۱۳۶۸ تا ۱۴۰۳ است. نمونهگیری به صورت هدفمند انجام شد و برای تحلیل دادهها از چارچوب سهسطحی تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف (توصیف، تفسیر، تبیین) استفاده گردید. یافتهها نشان داد که هر یک از دولتها بر اساس دال مرکزی گفتمان خود، منظومۀ گفتمانی متفاوتی از خودکشی را تولید کردهاند؛ از جمله: انکار (سازندگی)، تابوشکنی محدود (اصلاحات)، اخلاقیسازی (عدالت)، اذعان محدود (اعتدال) و امنیتیسازی (مقاومت). تحلیل دادههای مربوط به استان ایلام نشان میدهد که فقدان سیاستگذاری مؤثر در حوزۀ سلامت روان، نابرابریهای اقتصادی، فشارهای فرهنگی و تجربۀ زیستۀ جنگ، با این بازنماییهای سیاسی پیوند دارند. این پژوهش نشان میدهد که خودکشی صرفاً پدیدهای روانشناختی یا آماری نیست؛ بلکه یک برساخت گفتمانی است که از طریق زبان رسمی دولتها تولید و طبیعیسازی میشود و این امر ضرورت بازنگری در سیاستگذاری در این حوزه را برجسته میکند.