پارادوکس محتوایی در شعر فارسی

نویسندگان

1 دانشگاه شهید مدنی اذربایجان

2 دانشگاه شهید مدنی آذربایجان

doi
10.22099/jba.2017.24940.2625
چکیده

چکیده متناقض‌نمای محتوایی، کلامی است که در آن خود مفاهیم دارای تناقض بوده و با هر زبانی بیان شود، باز هم، تعجب‌انگیز و متناقض به نظر می‌رسد، مثلاً اگر به جای «آزادی را گرفتاری دانستن» «گرفتارِ رهایی» و به جای «بی‌گناهی را گناه شمردن» «جرمِ بی‌گناهی» آورده شود، باز هم متناقض‌نما می‌شوند. اینگونه متناقض‌نماها به خاطر زیبایی‌آفرینی گفته نشده، بلکه هدف سخنور در آن، بیان و ارائة واقعیت‌هاست، این واقعیت‌ها در نگاه نخست شگفت-انگیز و غیرمنطقی به نظر می‌رسد، امّا در حوزه سنت‌های ادبی چنین سخنانی دارای توجیهات دل‌انگیزی هستند. در این جستار اقسام متناقض‌نماهای محتوایی و عوامل شکل‌گیری آنها مورد نقد و بررسی قرار گرفته و سعی شده است، روشن شود که کشف و تحلیل این هنرسازه، چه کمکی در روند عمل فهم، می‌تواند به خواننده بکند؟ شیوۀ پژوهش در این مقاله، براساس نحوۀ کاربرد مصداقهای این شگرد ادبی در آثار مهم عرفانی و سبک هندی و ملاحظۀ دیدگاه‌های صاحب‌نظران و دریافت شخصی نگارنده از این هنر بلاغی صورت گرفته است. واژه‌های کلیدی: متناقض‌نمایی محتوایی، پارادوکس، شعر فارسی. 1. مقدمه متناقض‌نمایی در بسیاری از آثار عرفانی منظوم، به کار رفته و در شعر فارسی از قرن ششم به بعد بسامد زیادی دارد و از جمله مختصات و ویژگی‌های سبکی سبک هندی محسوب می‌شود. شناختن این شگرد زیبایی‌شناختی، ما را یاری می‌کند که درک دقیق‌تری از زیبایی‌های نهفته در شعر فارسی داشته باشیم.