بررسی تأثیر فرآیندهای رسوبی و دیاژنزی بر قطر گلوگاه حفرات، سازندهای دالان و کنگان در بخش مرکزی خلیج فارس

نویسندگان

1 دانشکده زمین‌شناسی، دانشکدگان علوم، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 دانشگاه تهران، تهران، ایران

3 دانشکده زمین‌شناسی، دانشکدگان علوم، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22107/jpg.2024.446278.1230
چکیده

این مطالعه به بررسی تأثیر عوامل مختلف بر قطر گلوگاه حفرات در سازند دالان بالایی و کنگان در بخش مرکزی خلیج فارس پرداخته است. ریزرخساره، محیط رسوبی، فرایندهای دیاژنزی و تأثیر آنان بر پراکندگی داده‌های تخلخل و تراوایی، با استفاده از تجزیه و تحلیل‌های آماری بررسی شد. مطالعات پتروگرافی منجر به شناسایی 12 ریزرخساره در قالب 4 کمربند رخساره‌ای در یک محیط کم شیب کربناته گردید. ترسیم نمودارهای تخلخل و تراوایی تأثیر لیتولوژی بر روی داده‌های تخلخل و تراوایی را نشان داد به‌طوری‌ که لیتولوژی دولومیت دارای مقادیر تخلخل و تراوایی بیشتری نسبت به آهک است. بافت رسوبی دانه‌پشتیبان نسبت به گل‌پشتیبان دارای مقادیر بالاتری از تخلخل و تراوایی می-باشند. غالب‌ترین فرایندهای دیاژنزی دولومیتی‌شدن، انحلال، سیمانی‌شدن و تراکم هستند. تخلخل‌های قالبی، حفره‌ای، بین بلورین و بین‌دانه‌ای مهم‌ترین تخلخل‌های شناسایی‌شده هستند. بررسی‌ها نشان داد فرایند انحلال و دولومیتی‌شدن نقش مهمی در افزایش قطر گلوگاه حفرات و کیفیت مخزنی دارند. بررسی نمودارهای دوگانه بیانگر آن است که سیمانی شدن و تراکم به ‌تنهایی نقش کاهنده‌ای ندارند و تأثیر بیشتر آن درنتیجه تلفیق هردو عامل است. نتایج نشان داد که به علت تأثیر عوامل مختلف دیاژنزی بر ریزرخساره‌ها، قطر گلوگاه حفرات متفاوت بوده و جایگاه آن‌ها در نمودار وینلند جا به جا می‌گردد. ریزرخساره‌های دانه‌پشتیبان (پکستونی و گرینستونی) متعلق به کمربند رخسارهای شول که تحت تأثیر انحلال و یا دولومیتی‌شدن قرارگرفته‌اند، بهترین افق‌های مخزنی را وجود آورده‌اند. این ریزرخساره‌ها دارای بالاترین قطر گلوگاه حفرات و بهترین گونه‌های سنگی تعیین‌شده به روش وینلند هستند. ترسیم داده‌های تخلخل و تراوایی در نمودار وینلند منجر به تشخیص 7 زون با قطر گلوگاه متفاوت شده است که نمونه‌های با R35 بالاتر تحت تأثیر انحلال و دولومیتی‌شدن و نمونه‌های با R35 کمتر تحت تأثیر سیمانی‌شدن و فشردگی قرارگرفته‌اند.