ایران، چین جدید و افقگشایی کمربند ـ راه
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تاریخ پژوهشگاه علومانسانی و مطالعات فرهنگی mohammadniyazi@gmail.com
2 دانشجوی دکتری جامعهشناسی دانشگاه تهران (نویسنده مسئول) farahani.es@gmail.com
3 کارشناسیارشد جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبایی amir251.yaran@gmail.com
doi
10.22083/scsj.2022.153317چکیده
اشارهای به چیستی ایده کمربند ـ راه، اشارهای است که در این مقالة کتابخانهای، شناخت چین مدرن را بهعنوان مبدع آن ضروری میسازد. درنتیجه، سرگذشت چین مدرن در دو مرحلة کمونیست و توسعة اقتصادی شتابان، مرکز توجه قرار میگیرد. یکی از پیامدهای داخلی چنین روندی ایجاد شکاف توسعهای میان برخی مناطق کشور است که دولت را به اجرای برنامههایی برای رفع این بیتوازنی وامیدارد. پیدایش طبقة متوسط دیگر پیامد این روند است که به مصرف محصولات فرهنگی غربی گرایش دارد. این مسئله، بستر چالشهای «تله طبقة متوسط» و «دموکراسیخواهی» را در عرصههای اقتصاد و سیاست پدید میآورد. توسعة اقتصادی شتابان چین، افزون بر پیامدهای داخلی، پیامدهای خارجی ویژهای دارد که شکاف اقتصادی ـ سیاسی شرق و غرب نظام بینالملل، یکی از آثار آن است. تجربه متفاوت چینیها در توسعه، به تحول نظریههای توسعه ختم میشود؛ زیرا مقایسة نسبت همسازی میان دموکراسی و توسعة اقتصادی در تجویز ذهنی امریکاییها با تجربة عینی چینیها در تباین قرار دارد. به این مسئله میتوان حواشی چشمانداز جهانی توسعه چین و طرح ابرقدرتی آنرا افزود که بعضاً از سوی امریکاییها تولید و ترویج میشود؛ و از قضا، مفاهیم راه، جهانیسازی و ابرقدرتی، ظرفیتهای مهمی برای پیشبرد این بحث است. از این منظر، امروزه ما با دو دیدگاه مختلف دربارة راه ابریشم مواجهیم: راه ابریشم جدید چینی، راه ابریشم نوین امریکایی. درنهایت نیز مسئلة ایران و راه ابریشم از جهات مختلف بررسی خواهد شد.