بررسی تطبیقی شخصیت «زن پارسا»ی عطار و «ورتا»ی پرده نئی از بهرام بیضایی براساس نظریه ارسطو
نویسندگان
1 هیأت علمی/دانشگاه شیراز
2 فارغالتحصیل/دانشگاه هنر تهران
doi
10.22099/jba.2017.22098.2372چکیده
متون ادبی فارسی منبع مناسبی برای نمایشنامهنویسان و فیلمنامهنویسان است تا دستمایه اثری نمایشی شوند؛ لیکن فقدان مولفهها و جنبههای دراماتیک در آنها موجب میشود یا متون درخوری به نگارش درنیایند یا کمتر مورد توجه درامنویسان قرار گیرند. بهرام بیضایی در این بین یک استثنا به حساب میآید. وی با شناخت ادبیات کهن فارسی و اشراف کامل به اسلوب تحلیل و نگارش درام، توانسته است آثار قابل تاملی خلق کند. فیلمنامه «پرده نئی» نمونه مناسبی از اقتباس ادبی از یک متن ادبی است. در این مقاله سعی بر آن است با تکیه بر آرای ارسطو در فن شعر در باب کنشگر و رابطه آن با طرح نمایش، اثر بهرام بیضایی را با اصل داستان کهن «زن پارسا» تطبیق داده شود. ارسطو با تعریف شخصیت و رابطه آن با طرح، کاربستی منطقی برای آفرینش یک شخصیت نمایشی ارائه میدهد که میتوان به عنوان راهکاری مناسب در اقتباس از آن بهره برد. ارسطو رابطه میان طرح و شخصیت را کنش میداند که عاملی در راستای شکوفایی شخصیت در بستر طرح نمایشی میشود. بیضایی با بکارگیری اصول ارسطویی شخصیت مرکزی حکایت زن پارسای عطار را با تعریفی روانشناختی و اجتماعی از زنی منفعل به قهرمانی کنشمند تبدیل کرده است.