مطالعۀ تطبیقی وجوه آرمانشهری و ویرانشهری پوسترهای صلح یا ضدِجنگ طراحان معاصر صد سال اخیر ایران و امریکا
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد، پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه سمنان saharnajafi@semnan.ac.ir
2 هیئت علمی گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه سمنان (نویسندۀ مسئول) F.afarin@semnan.ac.ir
3 مربی، گروه نقاشی، دانشکده هنر، دانشگاه سمنان samavi@semnan.ac.ir
doi
10.22083/scsj.2022.148503چکیده
در پژوهش پیش رو، با تحلیل محتوا از مباحث نظری جامعهشناختی، مؤلفههایی را برای تحلیل پوسترها انتخاب کردهایم. با اتکا به ویژگیهای محتوایی آرمانشهری و ویرانشهری، پوسترهای انتخابی از دو طراح گرافیک ایرانی قباد شیوا و مهدی سعیدی و دو طراح گرافیک امریکایی سیمور چواست و میلتون گلیزر را تحلیل و تفسیر کردهایم. در سطح تفسیر پوسترها فراتر از تحلیل مؤلفههای تجسمی به این پرسش پاسخ دادهایم که آثار انتخابی دارای مؤلفههای آرمانشهری، ویرانشهری است یا به این دو جنبه بیاعتناست. پوسترهای مهدی سعیدی، با حرکت از سطح آشکار اجزا و عناصر تجسمی به سمت سطوح محتوای پنهان، معانیای چون به پرسشکشیدنِ ایدۀ صلح در جوامع را با خود همراه دارد. در پوسترهای صلح قباد شیوا، زبان تصویر جهانی است و به عبارتی، هنرمند به دنبال طرح و سبکی از هنر است که دربرگیرندة سلیقة بینالملل باشد. سیمور چواست در مجموعة پوستر خود نیز بر این ایده اشتراکنظر دارد که بشریت نمیتواند از گزند جنگ و سلاحهای نظامی در امان باشد. گلیزر هم برای بیان مفاهیم خود از زبان بدن بهره برده است که اغلب فهم مشترکی از آن وجود دارد. روی سخن فرم پرندة صلح با زبانی جهانی همة دولتهایی است که انگارۀ صلح در دست آنها حالتهای مختلفی به خود گرفته و بازیچه است. پوسترهای مهدی سعیدی و آثار امریکایی بیشتر بر وجوه ویرانشهری تکیه کردهاند. قباد شیوا رویکرد انتقادی به نماد صلح جهانی اتخاذ نکرده و با تبعیت از نماد جهانی صلح بیشتر به جنبههای آرمانشهری توجه کرده است.