روابط قدرت و هستی سیاسی اشیا در ایران: نمونهپژوهی دهۀ 1360
نویسندگان
1 دکتری علوم سیاسی جامعهشناسی سیاسی، دانشگاه علامه طباطبائی
doi
10.22083/scsj.2021.144752چکیده
با وقوع انقلاب اسلامی و تثبیت و یکدستی آن، سیاستهای فرهنگی جدید پیاده شد که زندگی روزمره هدف مستقیم آن بود. بدین منظور، روابط قدرت بهسرعت دگرگون شد و تمام هستیهای اجتماعی، چه انسانی و چه مصنوعات و اشیا، میبایست از لحاظ هستیشناختی بازتعریف میشدند. بنابراین، نخستین موضع آشکارگی این تغییر در هستیهای اجتماعی روزمره، بهخصوص اشیا، بود. بر این اساس، مسئلۀ پژوهش پیش رو بر کشف پیوند بین روابط قدرت و زندگی سیاسی اشیا، در جایگاه یکی از مهمترین عناصر زندگی روزمره، متمرکز است که تا پیش از این محور بررسی تحولات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی در ایران نبوده است. برای بررسی این مسئله، پرسش اصلی آن است که تغییر روابط قدرت پس از پیروزی انقلاب اسلامی چه تأثیری بر فرهنگ مادی جامعه و زندگی اشیا در دهۀ 1360 گذاشت. برای بررسی این پرسش، که بهعلت اکتشافیبودن به فرضیه نیاز نداشت، از روش تاریخنگاری از پایین یا تاریخنگاری زندگی روزمره، و بحث مفهومی حول روابط قدرت و فرهنگ مادی بهره گرفتهایم که وجوهی مغفول از تاریخ سیاسی ایران معاصر را نیز پوشش میدهد. مهمترین یافتههای پژوهش به تغییراتی مربوط میشود که بسط نفوذ شیوۀ زندگی مدرن، از رهگذر کالاها، تحت حکومتی ضدمدرنیسم را همزمان با بسط نفوذ دولت در زندگی مردم، نسبت به رژیم پیشاانقلابی، بر اثر مدرنترشدنِ خود دولت انقلابی نشان میداد. به عبارتی، دولتی که ضدمدرنیسم بوده است عملاً هم خودش مدرن شده و هم زندگی مردم را مدرنتر کرده است.