تحلیل موانع انتقال دانش طراحی در نظام نوآوری صنعت اسباببازی ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری طراحی صنعتی، گروه طراحی صنعتی، دانشکده طراحی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران.
2 استادیار، گروه طراحی صنعتی، دانشکده طراحی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران.
3 دانشیار، گروه طراحی صنعتی، دانشکده طراحی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران.
doi
10.22034/jstp.2026.12162.1975چکیده
صنعت اسباببازی ایران، بهرغم جایگاه این محصول بهعنوان کالای راهبردی فرهنگی و ابزار هویتسازی، با رکود نوآوری عمیقی مواجه است که در سلطه بازار توسط تقلیدهای بیکیفیت نمایان شدهاست. پژوهشهای پیشین عمدتاً بر چالشهای کلان اقتصادی یا آرمانهای فرهنگی متمرکز بودهاند و کمتر به تحلیل نظاممند و کارکردی نظام نوآوری مطالعات طراحی اسباببازی پرداختهاند. این پژوهش کیفی، با هدف شناسایی موانع ساختاری و شکستهای کارکردی که جریان دانش تخصصی طراحی در این صنعت را مسدود کردهاند، از چارچوب نظریِ رویکرد کارکردی نظام نوآوری استفاده میکند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته عمیق با ۲۰ نفر از خبرگان کلیدی (شامل مدیران صنعتی، سیاستگذاران و دانشگاهیان) گردآوری و با روش تحلیل مضمون بررسی شدند. نتایج نشان داد که نظام طراحی در یک تله تعادلی سطح پایین گرفتار شده است. یافته اصلی، شکست در سازوکار تقاضا برای دانش طراحی است که ریشه در خطرگریزی شدید تولیدکنندگان دارد. این امر منجر به حاکمیت چرخه معیوب رکود شده است؛ در این چرخه، راهبرد تقلید عملاً نیاز به پژوهش اصیل و ارتباط با دانشگاه را حذف میکند. تحلیل کارکردی، ضعف شدید نظام در وظایف حیاتی مانند جهتدهی جستجو (به دلیل تشتت سیاستی) و تأمین مالی را تأیید میکند. برای برونرفت از این بنبست، دلالتهای سیاستی بر تغییر الگو به رویکرد تقاضامحور، اصلاح سختگیرانه نظام مالکیت فکری برای افزایش هزینه تقلید، حمایت از پروژههای طراحی اصیل برای کاهش خطر، و فعالسازی ظرفیت بالقوه بازارپردازی (کالاهای جانبی) از طریق پیوند با صنعت رسانه (پویانمایی) برای تضمین بازار محصولات بومی، تاکید دارند