طراحی سیاست‌های پژوهش و نوآوری: سیاست‌ها، نهادها و منافع

نویسندگان

1 عضو هیئت‌علمی گروه مدیریت تکنولوژی و نوآوری، دانشکده مدیریت صنعتی و فناوری، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران.

doi
10.22034/jstp.2026.12301.2048
چکیده

سیاست‌گذاری در بوم‌سازگان پژوهش و نوآوری، فرآیندی خطی و مبتنی بر عقلانیت فن‌سالارانه محض نیست؛ بلکه برساختی پیچیده و چندلایه است که در تقاطع آرمان‌های کلان، محدودیت‌های ساختاری و منافع متکثر شکل می‌گیرد. مقاله حاضر برداشتی است از کتاب «طراحی سیاست پژوهش و نوآوری - سیاست‌‌ها، نهادها و تجربیات میانجی‌گری منافع » که با عبور از رویکردهای تقلیل‌گرایانه، چارچوبی تحلیلی و جامع برای درک منطق شکل‌گیری و انتخاب ابزارهای سیاستی ارائه می‌دهد. تمرکز بنیادین این مقاله بر تبیین چارچوبی سه‌وجهی متشکل از سیاست (جهت‌گیری‌ها و چارچوب‌‌بندی مسائل)، نهادها (آرایش‌های سازمانی و ظرفیت‌های هماهنگی) و منافع (راهبردهای میانجی‌گری) است. در این راستا، ابزارهای سیاستی نه به‌عنوان سازوکارهای خنثی، بلکه به‌عنوان نهادهای خرد حکمرانی در سه سطح اقتدار، قالب و نحوه ارائه کالبدشکافی شده‌اند. این مطالعه نشان می‌دهد که چگونه پویایی‌های مبتنی بر نظریه کارفرما - کارگزار و الگوهای تخصص‌گرایی (درونی و بیرونی) به طراحی سازمان‌های واسط و معماری توافقات حکمرانی جهت می‌دهند. همچنین تقابل نظری دو الگوی مأموریت‌محور و اشاعه‌محور نشان می‌دهد که انتخاب ترکیب ابزارها تابعی از راهبردهای مداخله‌جویانه یا ظرفیت‌ساز است. دراین‌راستا، شواهد تجربی مبین تفاوت‌های بنیادین در خروجی نظام‌های متمرکز (مبتنی بر وابستگی به مسیر و لایه‌بندی نهادی) در برابر نظام‌های غیرمتمرکز (درگیر با پراکندگی ساختاری) است. درنتیجه کارآمدی طراحی سیاست در ذات ابزارها نهفته نیست؛ بلکه منوط به همراستاسازی دقیق آن‌ها با ظرفیت‌های نهادی، منطق اقتصاد سیاسی و پذیرش شبکه ذی‌نفعان است.