برگرفتگی‌های نقاشی معاصر ایران از یک نگاره بهزاد (گریز یوسف از زلیخا)(نوع مقاله: پژوهشی)

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه شهید بهشتی

2 عضو هیأت علمى پژوهشکده فرهنگ جهاد دانشگاهى

3 دانشیار دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز

4 دانشجوی دکتری پژوهش هنر دانشگاه آزاد اسلامی/دانشکده هنر و معماری، تهران مرکز

doi
10.22034/ra.2019.241845
چکیده

بررسی روابط میان متن ها که از دیر باز توجه محققان را به خود جلب کرده بود در قرن بیستم به شکل نظام مند و جدی در قالب نظریه بینامتنیت توسط کریستوا  و بارت مطرح و نظریه پردازی شد. ژنت با بهره‌گیری از نظرات کریستوا انواع روابط میان متن ها را با عنوان ترامتنیت نامگذاری و آن را به پنج گونه تقسیم کرد که بیش متنیت یکی از آنهاست. مقالة حاضر در دو بخش مباحث نظری و نقد عملی،  نخست به بررسی و شرح روابط بیش‌متنی از منظر ژرار ژنت و گونه‌شناسی این روابط متنی می‌پردازد. و سپس در بخش دوم سه نقاشی از آثار نقاشان معاصر ایران با رویکرد بیش‌متنیت تحلیل می‌شوند. علت انتخاب این سه نقاشی توجه و برگرفتگی آنها از یک نگاره بهزاد به عنوان پیش متنی واحد بود که زمینه لازم برای بحث و تحلیل بیش‌متنی را فراهم می‌آورد. پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی داده های برآمده از مطالعة کتابخانه ای درباره بیش متنیت، و مشاهده آثار، از مفاهیم مورد توجه در بررسی و مطالعه نقاشی معاصر ایران بهره خواهد گرفت. تحلیل این آثار تلاشی به منظور رمزگشایی از آنها و یافتن الگوی مناسب برای توصیف، نقد و تحلیل هنر معاصر ایران و ارتباط آن با هنر سنتی گذشته است.