حکمرانی آموزش عالی دولتبنیاد و چالش شکاف میان دانشگاه با صنعت برق در تربیت نیروی انسانی فنی و مهندسی
نویسندگان
1 دکتری برنامه ریزی توسعه آموزش عالی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
2 عضو هیئت علمی گروه حکمرانی آموزش عالی، پژوهشگاه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت عتف، تهران، ایران
3 عضو هیئت علمی گروه مدیریت و علوم اجتماعی، پژوهشگاه نیرو، تهران، ایران
doi
10.22034/jstp.2026.12032.1923چکیده
تربیت نیروی انسانی فنی و مهندسی بهعنوان یکی از ارکان توسعه، مستلزم شکلدهی مؤثر به ارتباط میان دانشگاهها و صنایع در حکمرانی آموزش عالی است. این ارتباط در ایران تحت رویکرد حکمرانی دولتبنیاد در آموزش عالی بهوسیله دولت کنترل و فرماندهی میشود؛ وضعیتی که موجب ایجاد شکاف میان دانشگاه با صنعت در تربیت بهینه نیروهای انسانی فنی و مهندسی شده است. پدیدارشناسی ادراک و تجارب هفده نفر از نمایندگان کنشگران حکمرانی آموزش عالی (دولت، دانشگاه و صنعت برق) برخوردار از سوابق تجربی یا مطالعاتی برجسته در سیاستگذاری و برنامهریزی نیروی انسانی نشان داد که خاستگاه این شکاف به انحصار ایدئولوژی دولتی بر عرضه آموزش عالی و اعمال آن در یک ساختار دیوانسالار برمیگردد. این ساختار با ایجاد اختلال در ارتباط بهینه و ارگانیک دانشگاهها و صنایع از یک سو موجب شکلگیری سیاستگذاری جزیرهای در این عرصه شده و از سویی زمینه بروز فساد و تعارض منافع در عرضه آموزش عالی را به وجود آورده است. در این شرایط، تربیت نیروی انسانی فنی و مهندسی در یک نظام آموزشی بهشدت درونگرا و منفک از درک و تعامل با واقعیتهای بیرونی و نیازهای بازار کار انجامگرفته و افت کیفیت را به بار آورده است. راه برونرفت از این وضعیت، بازتعریف نقش دولت از تصدیگری به حمایت و تنظیمگری و ایجاد حکمرانی مشارکتی و عقلانی میان دولت، دانشگاه و صنعت در تربیت بهینه نیروی انسانی فنی و مهندسی است.