استعارههای مفهومی عشق در زبان شعر و زبان روزمره (رویکرد تطبیقی)
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه پیام نور
2 دانشیار دانشگاه پیام نور
3 دانش آموختة دانشگاه پیام نور
doi
10.22099/jba.2017.4072چکیده
مقالۀ حاضر به بررسی تطبیقی استعارههای مفهومی عشق در زبان شعر و زبان روزمره میپردازد. این مقاله درصدد یافتن پاسخ این پرسشها است که مفهومسازی عشق در دو گونة شعری و عادی فارسی معاصر چه شباهتها و تفاوتهایی با هم دارند. همچنین، به فرض وجود شباهت ساختاری، چه عواملی موجب تفاوت و تمایز استعاره های شعری از استعاره های قراردادی در زبان روزمره می شود. بدین منظور، عبارات استعاری از زبان روزمره و اشعار فارسی دهه 80 استخراج و ساختار استعاری و نگاشتهای موجود در آنها مورد بررسی و مقایسه قرار گرفتند. تحلیل دادهها بر اساس کوچش (2010) نشان داد که در هر دو گونۀ زبانی از استعارههای عشق و نگاشتهای اصلی میان مفهوم مقصد عشق و مفاهیم حوزۀ مبدأ، به طور یکسان استفاده شده است. با این حال، در گونه شعری زبان فارسی، چهار سازوکار شناختی ترکیب، گسترش، پیچیدهسازی و پرسش، بیشتر به کار رفته است. نتایج تحقیق نشان میدهد کاربرد این سازوکارها، همراه با تصویرهای استعاری و جاندارپنداری، باعث تفاوت در مفهومسازیهای شعری و غیرشعری از عشق در زبان فارسی شده است.