اثر سطوح مختلف ملاس و لاکتوباسیلوس فرمنتوم بر کیفیت تخمیر، پایداری هوازی و قابلیت هضم برونتنی سیلاژ علف نپیر
نویسندگان
1 گروه علوم دامی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران. رایانامه: hashemi.pa@razi.ac.ir
2 نویسنده مسئول، گروه علوم دامی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران. رایانامه: taherabadi.le@razi.ac.ir
3 گروه علوم دامی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران. رایانامه: Kafilzadeh@razi.ac.ir
doi
10.22059/jap.2025.381226.623808چکیده
مقدمه: سیلوکردن یکی از روشهای نگهداری گیاهان علوفهای جهت تغذیه دام میباشد. استفاده از منابع کربوهیدراتی در تهیه سیلاژ میتواند از طریق افزایش غلظت اسید لاکتیک سبب بهبود کیفیت تخمیر بیهوازی گردد. میزان پایداری هوازی سیلاژ پس از قرارگرفتن در معرض هوا یکی از پارامترهای کیفی سیلاژ است. باکتریهای اسید لاکتیک تخمیرکننده ناهمگن بهمنظور افزایش پایداری هوازی در تهیه سیلاژ استفاده میشوند. با اینوجود، هیچ اطلاعاتی در مورداستفاده باکتری لاکتوباسیلوس فرمنتوم، بهعنوان یک باکتری اسیدلاکتیک تخمیرکننده ناهمگن بر پایداری هوازی سیلاژ علف نپیر با یا بدون استفاده از منابع کربوهیدراتی در دست نیست. هدف از مطالعه: این پژوهش بهمنظور بررسی اثر لاکتوباسیلوس فرمنتوم 92069 و ملاس بر خصوصیات تخمیر، پایداری هوازی و قابلیت هضم آزمایشگاهی سیلاژ علف نپیر بهعنوان یک منبع علوفه جدید (معرفیشده برای اولین بار) در کشور انجام شد. مواد و روشها: علف نپیر در اردیبهشتماه 1400 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه رازی کشت شد. جهت تهیه سیلاژ، علوفه برداشتشده پس از خردشدن با نسبتهای صفر، سه و شش درصد ملاس با یا بدون دوزهای صفر، cfu106×1 و cfu 106 ×2 لاکتوباسیلوس فرمنتوم بهازای هر گرم وزن علوفه تازه تلقیح و سپس در سیلوهای آزمایشگاهی با چهار تکرار ذخیره شد. پس از 90 روز سیلوکردن، ترکیب شیمیایی و محصولات تخمیر سیلاژها مانند اسید لاکتیک، اسید بوتیریک، اسید استیک، نیتروژن آمونیاکی و قابلیت هضم تعیین شد. جمعیت قارچی سیلاژها شامل مخمر و کپک نیز تعیین شد. طی فرایند تخمیر هوازی، پایداری هوازی، تغییرات pH و جمعیت قارچ نیز اندازهگیری شد. نتایج و بحث: افزایش سطح ملاس با افزایش ماده خشک و کربوهیدارتهای محلول سیلاژ همراه بود. کمترین مقادیرpH (90/3 تا 97/3) با تولید بیشتر غلظت اسید لاکتیک (9/47 تا 3/53 گرم در کیلوگرم ماده خشک) در سیلاژهای تهیهشده با سطح بالای ملاس با یا بدون تلقیحکننده باکتریایی مشاهده شد. افزودن لاکتوباسیلوس فرمنتوم سبب افزایش تولید اسید استیک در سیلاژها شد اما، تأثیری در پایداری هوازی سیلاژها نداشت. قابلیت هضم ماده خشک و ماده آلی و همچنین، انرژی قابل متابولیسم سیلاژهای حاوی ملاس با یا بدون تلقیحکننده باکتریایی بالاتر بود. نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که سیلاژ علف نپیر بدون افزودنیها از کیفیت مناسبی برخوردار بود. با اینحال، استفاده از ملاس منجر به بهبود تخمیر بیهوازی و قابلیت هضم شد. پایداری هوازی سیلاژ علف نپیر باوجود افزایش اسید استیک با افزودن لاکتوباسیلوس فرمنتوم تا cfu 106×2 تحت تأثیر قرار نگرفت.