راهبردهای ارتقای مدارای اجتماعی با تاکید بر نقش سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی
نویسندگان
1 دکتری جامعهشناسی فرهنگی گروه جامعهشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهاقان
2 استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مبارکه (نویسندۀ مسئول)
3 استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهاقان
doi
10.22083/scsj.2021.142068چکیده
مطالعه و پژوهش در زمینۀ مدارای اجتماعی بهعنوان یکی از عوامل تأثیرگذار در افزایش سطح تعاملات فرهنگی و اجتماعی، مشارکت، انسجام و امنیت اجتماعی، احساس امنیت و همدلی میتواند نقش بسزایی در توسعۀ اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی جامعه داشته باشد. در این راستا، میتوان از سرمایۀ اجتماعی و سرمایۀ فرهنگی بهعنوان دو عامل راهبردی مهم در جهت ارتقای مدارای اجتماعی نام برد. مقالۀ پیش رو با استفاده از نظریۀ منش و میدان بوردیو به تأثیر و نقش سرمایۀ فرهنگی و سرمایۀ اجتماعی و ابعاد آن بر مدارای اجتماعی پرداخته است. برای سنجش مدارای اجتماعی از ترکیب نظریههای پیترکینگ و وگت و ابعاد مدارای هویتی، مدارای اجتماعی، مدارای سیاسی و مدارای اخلاقی ـ رفتاری استفاده شده است. جامعۀ آماری پژوهش شهروندان 15تا 44 سال استان مازندران است. روش پژوهش پیمایشی و از نوع توصیفی است و دادههای موردنیاز پژوهش از طریق ابزار پرسشنامه گردآوری شده است. تحلیل داده نیز با نرمافزار SPSS و Amos انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین سرمایۀ اجتماعی و سرمایۀ فرهنگی و ابعاد آنها با مدارای اجتماعی رابطۀ مستقیم و معناداری وجود دارد. نتایج آزمون مدل ساختاری بیانگر تأثیر مستقیم سرمایۀ اجتماعی (Beta: 0/29) و سرمایۀ فرهنگی (Beta: 0/39) بر مدارای اجتماعی است. همچنین سازۀ سرمایۀ فرهنگی و سرمایۀ اجتماعی توانسته 38 درصد از تغییرات سازۀ مدارای اجتماعی را تبیین کند. به بیانی دیگر، این دو مؤلفه 38 درصد در ارتقا یا کاهش مدارای اجتماعی اثرگذارند و در برنامهریزی راهبردی سازمانها و نهادهای مختلف کشور میتوانند مورد توجه قرار گیرند.