مفهوم حقیقت در عکاسی از دیدگاه سه نظریه پرداز عکاسی در مقایسه با مفهوم حقیقت در هنر از منظر افلاطون (نوع مقاله: پژوهشی)
نویسندگان
1 استاد دانشکده هنرهاى تجسمى، پردیس هنرهاى زیبا، دانشگاه تهران، ایران.
2 دانش آموخته کارشناسى ارشد، رشته نقاشى، دانشکده هنرهاى تجسمى، پردیس هنرهاى زیبا، دانشگاه تهران، ایران.
doi
10.22034/ra.2019.241815چکیده
ظهور طغیانگر عکاسی و مباحث نظری و انتقادی که به دنبال آن در جهان شکل گرفت، بی تردید رویکردها و نگاه های جدیدی را در مورد مفهوم هنر، چیستی آن، رابطه اش با جهان پیرامون و مباحث فلسفی دیگر مطرح نمود. این مقاله در صدد است تا ضمن توصیف و تفسیر سه رویکرد نو و البته غالب در دوران معاصر در مورد عکاسی و ماهیت آن، به مقایسۀ آنها با مفهوم حقیقت نزد افلاطون بپردازد. ازاین رو، ابتدا آراء صاحب نظران این تفکرات جدید یعنی «جان سارکوفسکی»، «سوزان سانتاگ» و «رولان بارت» را دربارۀ عکاسی و رابطۀ آن با حقیقت و واقعیت بررسی کرده و نظریات هر یک را با توجه به زمینۀ فکریشان تحلیل می کند؛ سپس دیدگاه افلاطون دربارۀ هنر و ارتباطش با حقیقت معقول که در رسالۀ «جمهور» بدان پرداخته را بیان کرده و در آخر با مقایسۀ نگرش این سه نظریه پرداز با آراء افلاطون به روش توصیفی-تحلیلی نسبت عکاسی و حقیقت مثالی را روشن می سازد. در این مقاله سعی شده است که خود عکاسی به عنوان یک پدیدۀ مستقل با استناد به نظریات سارکوفسکی، بارت و سانتاگ تعریف و تأویل شود. چرا که در عین یکسانی موضوع، آنچه که سه منتقد بدان می پردازند در سه بستر مختلف مطرح گشته که در عصر حاضر، جامع تمامی نظریات بیان شده است.