دلایل فقدان منظره نگاری در نقاشی ایرانی با توجّه به اتیمولوژی واژة طبیعت در زبان فارسی (نوع مقاله: پژوهشی)
نویسندگان
1 گروه مطالعات عالی هنر دانشکده هنرهای تجسمی دانشگاه تهران
2 استادیار گروه نقاشی دانشکده هنر، دانشگاه الزهرا.
doi
10.22034/ra.2019.241816چکیده
مسئلة مورد توجه در جستار حاضر، بحث پیرامون چرایی فقدان منظره پردازی و نقاشی طبیعت، به عنوان یک موضوع مستقل، در هنر ایران با دقت نظر در اتیمولوژی واژة طبیعت است. در نقاشی ایرانی، بر خلاف نمونه های غربی و آثار خاوردور، هرگز طبیعت و مناظر آن در جایگاه موضوع اصلی اثر قرار ندارند، در مطالعة واژة طبیعت در زبان فارسی نیز در می یابیم که واژة مذکور تا سدة اخیر کاربرد معنایی مترادف با (nature) در زبان انگلیسی را نداشته و در معنای فطرت و ذات مورد توجّه ادبا و فلاسفه قرار داشته است. در زبان فارسی، پس از اسلام و اختلاط با زبان عربی، واژه ای کل نگر دال بر جهان پیرامونی، بیرون از انسان که برساخته او نیست، وجود ندارد، و واژة طبیعت با کاربرد امروزی آن در سدة اخیر و در پی گسترش روابط با غرب در کلام و افکار ایرانیان وارد شده است. بدین ترتیب می توان نتیجه گرفت که از آنجا که تفکر زاییدة زبان است، لذا یکی از اصلی ترین دلایل عدم وجود نقاشی طبیعت در ایران را می توان ماحصل فقدان مصداق کلامی آن دانست. این پژوهش به روش توصیفی ـ تحلیلی، جمع آوری اطلاعات به روش کتابخانه ای و تجزیه و تحلیل داده ها به شیوة استقرائی انجام پذیرفته است.