نقش واسطه‌ای مشارکت والدین در رابطه شرم از داشتن فرزند با اختلال یادگیری و عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان دارای اختلال یادگیری

نویسندگان

1 استادیار گروه روان‌شناسیتربیتی، دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 استادیار گروه روان‌شناسی و آموزش کودکان استثنائی، دانشکده ادبیات، علوم انسانی و اجتماعی واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

3 کارشناس ‌ارشد رشته روان‌شناسی تربیتی، دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران.

doi
10.22054/jpe.2022.65169.2401
چکیده

مشارکت والدین در خانه در خصوص یادگیری و موفقیت کودکان با اختلال یادگیری از عوامل ضروری است. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه‌ای مشارکت والدین در رابطه بین شرم از داشتن فرزند با اختلال یادگیری و عملکرد دانش‌آموزان دارای اختلال یادگیری است. 140 دانش‌آموز با اختلال یادگیری از کلیه دانش‌آموزان مقطع ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی 1398-1399 به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. در این پژوهش از مقیاس مشارکت والدین اولسون بارنز (1992) به‌منظور بررسی مشارکت والدین و مقیاس نگرش والدین گوندر (2002) به‌منظور بررسی شرم از داشتن فرزند با اختلال استفاده شد. نتایج نشان داد که شرم از داشتن فرزند با اختلال یادگیری اثر مستقیم و معنادار بر عملکرد دانش‌آموزان دارای اختلال یادگیری دارد و اثر مشارکت والدین بر عملکرد نیز مستقیم و معنادار بوده است (05/0>p). هر چه نگرش والدین نسبت به فرزندان خود مثبت باشد به همان اندازه درگیری و مشارکت آن‌ها در فعالیت‌های خانه و مدرسه بیشتر خواهد بود. همچنین شرم از داشتن فرزند با اختلال یادگیری به‌واسطه مشارکت والدین بر عملکرد دانش‌آموزان تأثیر معنادار دارد. مدل برازش خوبی داشته و 17 درصد از واریانس عملکرد دانش‌آموزان توسط متغیرهای پژوهش تبیین شد.