موانع پیادهسازی سیاستهای فرهنگی در ایران (با تأکید بر سند تحول بنیادین آموزش و پرورش)
نویسندگان
1 دکترای روانشناسی تربیتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساوه
doi
10.22083/scsj.2021.136356چکیده
پیادهسازی یکی از مهمترین مراحل سیاستگزاری و برنامهریزی فرهنگی به شمار میرود و بنا به تجربۀ جهانی، موانع اجرایی میتوانند باعث شکست در برنامهها و سیاستهای بالادستی شوند. این پژوهش به بررسی موانع اجرای سیاستهای فرهنگی در ایران با رویکرد بازیگرمحور میپردازد. پرسش اصلی پژوهش حاضر آن است که مهمترین موانع اجرایی سیاستهای فرهنگی کداماند. به این منظور، سند تحول بنیادین آموزش و پرورش بهعنوان یک سند سیاستی رسمی و بالادستی مهم در حوزۀ فرهنگی انتخاب شد که بیش از نه سال از اجرای آن میگذرد و مطابق برآوردها، اجرای آن با تأخیر مواجه شده است. نظریههای این پژوهش شامل نظریۀ تکثرگرایی با رویکرد بازیگرمحور است؛ روش تحقیق ترکیبی یا آمیخته است و دادههای آن عمدتاً با بررسی اسنادی و مصاحبۀ عمیق با 40 نفر از خبرگان مسائل آموزشی و تربیتی کشور به دست آمده است. در گام اول، 65 بازیگر مهم و مؤثر و مرتبط با اجرای سند تحول شناسایی شدند، سپس تعداد آنها به 14 بازیگر کلیدی تقلیل یافت. در مرحلۀ بعد با تحلیل مواضع، راهبردها و اقدامات بازیگران کلیدی، جهتگیری هرکدام نسبت به اجرای سند مورد بررسی قرار گرفت. یافتهها نشان میدهد اکثر بازیگران اهتمام جدی نسبت به اجرای سند تحول بنیادین ندارند و لذا نمیتوان امیدی به اجرای سند در افق پیش رو داشت. درنهایت، پیشنهادهایی بهمنظور اتخاذ رویکردهای تعاملی و مشارکتی برای جلب مشارکت تمامی بازیگران مرتبط با اجرای سند از سوی نهاد اصلی و مرجع (دبیرخانۀ شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارت آموزش و پرورش) ارائه شده است.