نقش فناوری‌های نوظهور هوش مصنوعی و زنجیره بلوکی در سازمان‌های واسطه‌ای تسهیل‌گر توسعه کارآفرینی

نویسندگان

1 دانشیار اقتصاد، گروه علوم اداری و اقتصاد، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه گنبدکاووس، گنبدکاووس، ایران

2 استادیار اقتصاد، گروه تأمین مالی و اقتصاد علم، فناوری و نوآوری،موسسه تحقیقات سیاست علمی کشور، تهران، ایران

doi
10.22034/jstp.2025.11996.1900
چکیده

هدف این پژوهش، تحلیل عمیق و نظام‌مند نقش فناوری‌های نوظهور، به‌ویژه هوش مصنوعی و زنجیره بلوکی، در بازآفرینی کارکردهای سازمان‌های واسطه‌ای تسهیلگر کارآفرینی نظیر شتاب‌دهنده‌ها، مراکز رشد و پارک‌های علم و فناوری است. با دیجیتالی شدن فزاینده بوم‌سازگان‌های کارآفرینی، این سازمان‌ها با چالش‌ها و فرصت‌های جدیدی مواجه شده‌اند. این تحقیق با اتخاذ یک رویکرد کیفی و با استفاده از روش فراترکیب هفت مرحله‌ای سندلوسکی و باروسو (۲۰۰۷)، به سنتز یکپارچه منابع موجود می‌پردازد. خروجی اصلی این فراترکیب، شناسایی چهار مضمون سازمان‌دهنده کلیدی است: ۱) تقویت هوشمند کارکردهای سنتی؛ ۲) ظهور پارادایم دوگانه: واسطه‌زدایی و بازواسطه‌گری؛ ۳) توانمندسازی در بوم‌سازگان‌های آسیب‌پذیر؛ و ۴) حکمرانی الگوریتمی و معماری جدید اعتماد. یافته‌ها نشان می‌دهد که هوش مصنوعی، ذیل مضمون «تقویت هوشمند»، با افزایش دقت و کاهش سوگیری‌های انسانی، کارکردهایی نظیر غربالگری و شبکه‌سازی را بهینه می‌سازد. در مقابل، زنجیره بلوکی در چارچوب پارادایم «واسطه‌زدایی و بازواسطه‌گری»، با ارائه مکانیسم‌های نوین تأمین مالی و اعتمادسازی الگوریتمی، مدل‌های کسب‌وکار سنتی را به چالش می‌کشد. تحلیل‌ها همچنین نشان می‌دهد این فناوری‌ها، به‌ویژه در بافتار ایران، به عنوان ابزاری برای «توانمندسازی در شرایط آسیب‌پذیر» عمل کرده و راهکارهایی برای عبور از موانع نهادی ارائه می‌دهند. این مقاله استدلال می‌کند که موفقیت آتی سازمان‌های واسطه‌ای تسهیلگر کارآفرینی در ایران، در گروی تکامل نقش آن‌ها به «معماران بوم‌سازگان دیجیتال» و هم‌راستاسازی قابلیت‌های فناورانه با نیازهای بومی کارآفرینان است.هدف این پژوهش، تحلیل عمیق و نظام‌مند نقش فناوری‌های نوظهور، به‌ویژه هوش مصنوعی و زنجیره بلوکی، در بازآفرینی کارکردهای سازمان‌های واسطه‌ای تسهیلگر کارآفرینی نظیر شتاب‌دهنده‌ها، مراکز رشد و پارک‌های علم و فناوری است. با دیجیتالی شدن فزاینده بوم‌سازگان‌های کارآفرینی، این سازمان‌ها با چالش‌ها و فرصت‌های جدیدی مواجه شده‌اند. این تحقیق با اتخاذ یک رویکرد کیفی و با استفاده از روش فراترکیب هفت مرحله‌ای سندلوسکی و باروسو (۲۰۰۷)، به سنتز یکپارچه منابع موجود می‌پردازد. خروجی اصلی این فراترکیب، شناسایی چهار مضمون سازمان‌دهنده کلیدی است: ۱) تقویت هوشمند کارکردهای سنتی؛ ۲) ظهور پارادایم دوگانه: واسطه‌زدایی و بازواسطه‌گری؛ ۳) توانمندسازی در بوم‌سازگان‌های آسیب‌پذیر؛ و ۴) حکمرانی الگوریتمی و معماری جدید اعتماد. یافته‌ها نشان می‌دهد که هوش مصنوعی، ذیل مضمون «تقویت هوشمند»، با افزایش دقت و کاهش سوگیری‌های انسانی، کارکردهایی نظیر غربالگری و شبکه‌سازی را بهینه می‌سازد. در مقابل، زنجیره بلوکی در چارچوب پارادایم «واسطه‌زدایی و بازواسطه‌گری»، با ارائه مکانیسم‌های نوین تأمین مالی و اعتمادسازی الگوریتمی، مدل‌های کسب‌وکار سنتی را به چالش می‌کشد. تحلیل‌ها همچنین نشان می‌دهد این فناوری‌ها، به‌ویژه در بافتار ایران، به عنوان ابزاری برای «توانمندسازی در شرایط آسیب‌پذیر» عمل کرده و راهکارهایی برای عبور از موانع نهادی ارائه می‌دهند. این مقاله استدلال می‌کند که موفقیت آتی سازمان‌های واسطه‌ای تسهیلگر کارآفرینی در ایران، در گروی تکامل نقش آن‌ها به «معماران بوم‌سازگان دیجیتال» و هم‌راستاسازی قابلیت‌های فناورانه با نیازهای بومی کارآفرینان است.