بررسی تطبیقی وجوه نوستالژی در دو بومیسرودة « آدورون»1 و « مِشِی نازی
نویسندگان
1 عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس
2 عضو هیات علمی دانشگاه هرمزگان
3 دانشجوی دکتری دانشگاه هرمزگان
doi
10.22099/jba.2017.3946چکیده
شعر بومی یکی از جلوهگاههای فرهنگیِ هر قومی است. در اینگونه سرودهها ، شاعر تلاش میکند آنچه را که با زبان رسمی قادر به افادة آن نیست، به وسیلة زبان و گویش محلی خاص خود به شعر درآورد .دو بومی سرودة «آدورون» اثر جانعلی خاوند و « مِشِی نازی» سرودة طهماسب بدرود که هر دو به گویش رودباری سروده شدهاند، آیینة تمام نمای فرهنگ مردم جنوب کرمان هستند. هر دو سروده بازتاب رجعت حسرت بار شاعر به روزگار گذشته با بهرهگیری از گویش محلی ویژة قوم خویش است. این دو منظومه اگرچه در یک زمان سروده نشدهاند ، اما محدودة زمانی تقریباً یکسانی را درنظر دارند. در این پژوهش تلاش میشود مؤلفهها و نیز دلیل نگاه نوستالژیک این دو شاعر به عناصر فرهنگیِ جامعهای که در آن زیسته اند، بررسی شود. به همین منظور ، مفاهیم نوستالژیک دو منظومه زیر دو عنوان کلیِ خاطرة فردی و جمعی مورد تحلیل و مقایسة تطبیقی قرار گرفته است. بررسی این مقاله نشان میدهد که هر دو شاعر دربهرهگیری از مؤلفههای نوستالژی اشتراک دارند و از این مؤلفهها به عنوان ابزاری برای مقابله با پدیدة تجدد بهره میگیرند؛ اما میزان و نحوه کاربرد عناصر فرهنگعامّه در دو منظومه ، تفاوتهایی دارد.