مطالعه موردی نقش میانجیگرانه کارگزاران استانداردسازی در بومسازگان نوآوری ایران: تبیین یک خلأ نهادی
نویسندگان
1 دانشآموخته دکتری مدیریت تکنولوژی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران
2 استاد مجتمع دانشگاهی مدیریت و مهندسی صنایع، دانشگاه صنعتی مالک اشتر، تهران، ایران.
3 استادیار گروه سیاست فناوری و نوآوری، مؤسسه تحقیقات سیاست علمی کشور، تهران، ایران.
doi
10.22034/jstp.2025.12026.1919چکیده
یکی از چالشهای ساختاری کلیدی دربومسازگان نوآوری ایران، فقدان نهادهای میانجی مؤثر برای همراهی و پشتیبانی عملیاتی از شرکتهای دانشبنیان درمسیر انطباق با استانداردهاست. این مقاله، با بهرهگیری از روش مطالعه موردی منفرد تعبیهشده، به بررسی یکشرکت تخصصیِ استانداردسازی میپردازد که طی سالهای ۱۳۹۸-۱۴۰۲، بهعنوان کارگزار معاونت علمیوفناوری ریاستجمهوری فعالیت داشته است. دادهها ازطریق مصاحبههای نیمهساختاریافته، مشاهده مشارکتی و تحلیل اسناد گردآوری شده و با روش ردیابی فرایند و تحلیلمضمون بررسی شدهاند. یافتهها حاکی که این نهاد با ایفای هشت نقش میانجیگرانه شامل شناختی، دانشی، فنی، تصدیقوصحهگذاری، نهادی، شبکهساز، یادگیری و بازارساز درمسیر نوآوری و ورود به بازار شرکتها نقشآفرینی کرده است. این نقشها نه از پیش طراحیشده، بلکه پاسخی تدریجی و اقتضایی به خلأها و کاستیهای بومسازگان نوآوری ایران بودهاند. یافتهها نشان داد که شدت مداخلات کارگزار تحتتأثیر عواملی نظیر درجه پیچیدگی و مرحله توسعه محصول، حساسیت الزامات ایمنی و مقررات فنی، میزان پیشرفتهبودن فناوری و نیازهای سازمانی شرکتها بودهاست. پژوهش حاضر با مفهومپردازیِ گونهای از نهادهای میانجی درتنظیمگری و استانداردسازی، نهتنها به توسعه نظری واسطههای نوآوری کمککرده و خلأ نهادی موجود را دراین زمینه نمایان میسازد، بلکه بر ضرورت طراحی سیاستهایی برای حمایت از اینگونه نهادها، یکپارچگی سیاستهای نوآوری و استانداردسازی، بازنگری در مدلهای تنظیمگری و ایجاد ترتیبات نهادی پایدار بهمنظور بهرهبرداری مؤثر از این الگو دربومسازگان نوآوری ایران تأکید دارد.