گاهنگاری مطلق و مقایسه‌ای عصرآهن و دورۀ تاریخی مازندران با تأکید بر داده‌های باستان‌شناختی محوطۀ شَهنه‌پُشتۀ بابل

نویسندگان

1 استادیار گروه باستان‌شناسی دانشکدۀ میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی، گردشگری، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران (نویسندۀ مسئول).

2 دکتری باستان‌شناسی، مدیر مرکز باستان‌شناسی آلمان در ایران، برلین، آلمان.

3 استاد گروه باستان‌شناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

4 دانشجوی دکتری باستان‌شناسی، گروه باستان‌شناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22059/jarcs.2025.324252.143379
چکیده

 گورستان شَهنه‌پُشتۀ بابل واقع‌در کوه‌پایه‌های البرز مرکزی مشرف‌بر دشت‌های مرکزی مازندران یکی از غنی‌ترین محوطه‌های عصرآهن مازندران و ایران با 11هکتار وسعت می‌باشد که در سال‌های 1397 و 1399ه‍.ش. طی دو فصل بررسی و کاوش باستان‌شناختی گردید. ماحصل فعالیت‌های میدانی این محوطه، شناسایی 39 تدفین برجای قابل‌مطالعه به‌علاوه اشیائ گوناگون تدفینی شامل: ظروف سفالی، زیورآلات و اشیائ تزئینی و جنگ‌افزارهای فلزی بوده است. در پژوهش پیشِ‌رو تلاش گردیده تا با مطالعات تطبیقی مجموعۀ اشیاء و هم‌چنین گاهنگاری مطلق حاصل از نمونه‌های تدفینی انسانی و بقایای زغال به تبیین گاهنگاری نسبی و مطلق این گورستان پرداخته و به پرسش‌هایی دربارۀ برهم‌کنش‌های فرهنگی با محوطه‌های درون‌منطقه‌ای در مازندران و برون‌منطقه‌ای در فلات ایران پاسخ داده شود. گورآوندهای این محوطه به‌عنوان متغیرهای قابل‌سنجش جهت تاریخ‌گذاری نسبی نشان می‌دهند که اکثر تدفین‌ها و مواد فرهنگی آن در وهلۀ نخست قابل‌مقایسه با سبک‌های محلی مازندران و برخی نیز مشابه با سبک‌های فرمی فرامنطقه‌ای رایج در مناطقی مانند: گیلان، گرگان، فلات مرکزی و شمال‌غربی در اواخر هزارۀ دوم و هزارۀ نخست پیش‌ازمیلاد می‌باشند. هم‌چنین سن‌سنجی‌های مطلق کربن 14 از 5 اسکلت انسانی با تاریخ‌های اواخر هزارۀ دوم تا نیمۀ دوم هزارۀ نخست پیش‌ازمیلاد تأییدی بر گاهنگاری نسبی گورهای این محوطه است و بدین‌ترتیب براساس مطالعات گاهنگاری مطلق و نسبی ۳۹ تدفین موردنظر، 29 تدفین را در چاچوب عصرآهن I تا III و 10 تدفین دیگر را در بستر زمانی اواخر دورۀ هخامنشی - اوایل اشکانی (آهن IV) می‌توان جای‌داد. هم‌چون سایر محوطه‌های شاخص عصرآهن، در گورستان شهنه‌پشته نیز با مجموعه‌ای از داده‌ها و گونه‌های مختلف ظروف سفالی روبه‌رو هستیم که درواقع مهم‌ترین متغیر و عامل در تعیین گاهنگاری نسبی می‌باشند و نشان‌دهندۀ ارتباطات قوی سبکی و فرهنگی این محوطه با محوطه‌های هم‌افق و هم‌زمانِ دررون‌منطقه‌ای در استان مازندران و هم‌چنین برون‌منطقه‌ای و مجاور می‌باشند.