تحلیل عرفانی هیمان در قرب النوافل و قرب الفرائض از دیدگاه ابن عربی
نویسندگان
1 نویسنده مسئول، استاد، گروه فلسفه-ادیان و عرفان، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 دانشیار ، گروه فلسفه-ادیان و عرفان، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 دانشجوی دکتری، گروه فلسفه-ادیان و عرفان، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.22111/jrm.2025.49454.1223چکیده
بنا بر حدیث قدسی«کُنت کنزاً مخفیاً» حب ذاتی خداوند، عامل آفرینش شده است و آگاهی از صفات جمال و کمال خداوند، عشق را بوجود آورد، و اولین کسی که به صفات ذاتیهالهی آگاه شد، ابراهیم(ع) بود. لذا ذاتالهی در شکل مظاهر هستی چون ماه و ستاره و خورشید بر او تجلی نمود و او را دچار مهیّم و هیمان کرد. زیرا آن نور ذات را در جهات تعیّنات دریافت و نشان داد، لذا در تشبیه قرار گرفت و با مهیّم شدن و هیمان مُتخلق به اخلاق الهی و هویت ذاتیهالهی گشت و خلیلالله نامیده شد. از دیدگاه ابنعربی این هیمان، عشق و محبت است که اساس سلوک واقع میشود و با توجه به بازتاب آن، محبت سالک به حبالنوافل و یا حبالفرائض تبدیل میشود. همه انبیاء در مقام و منزلت تابع حقیقت محمدیه و از تجلیات این اسم اعظم الهىاند. قربالنوافل نتیجه بندگی اختیاری و مقام اتصاف مخلوق به صفات حق است. قربالفرائض نتیجه بندگی حاجتمند و اضطراری و در نتیجه، مقام اتصاف حق به صفات مخلوق است. لذا به بیان داستان ابراهیم(ع)، هستیشناسی عشق، هیمان و ارتباط با قربالنوافل و قربالفرائض به روش توصیفیتحلیلی با رجوع به منابع کتابخانهای میپردازیم. این نوع نگاه محبتآمیز به انسانهای دیگر میتواند صلح و آرامش را برای بشر به ارمغان بیاورد و با نگاه مثبت به دیدگاه عارفان، شرایطی فراهم گردد که جامعه از آثار عرفا استفاده بیشتری نماید.