تحلیل اثرات سیاستگذاری اقتصاد گیگ بر رفاه و نابرابری درآمدی
نویسندگان
1 دانشیار اقتصاد، گروه آموزشی مدیریت و اقتصاد، دانشکده علوم انسانی واجتماعی، دانشگاه گلستان، گرگان
doi
10.22034/jstp.2025.11981.1890چکیده
اقتصاد گیگ بهعنوان یکی از بروندادهای ساختاری اقتصاد دیجیتال، چالشی نوظهور در مسیر طراحی سیاستهای رفاه اجتماعی و تنظیم بازارکار بهشمار میآید. این مقاله، با بهرهگیری از یک مدل شبیهسازی عاملمحور، به ارزیابی پیامدهای چهار سناریوی سیاستی شامل «بیمه تأمین اجتماعی»، «بیمه بیکاری»، «برنامههای آموزش مهارتی» و «ترکیب همزمان سیاستها» در بستر اقتصاد ایران میپردازد. تحلیل نتایج شبیهسازی نشان میدهد اجرای سیاستهای مجزای بیمهای در غیاب سیاستهای توانمندساز آموزشی، اثربخشی محدودی در ارتقاء رفاه داشته و حتی در برخی موارد موجب افزایش بیکاری یا کاهش مشارکت در بازار کار شدهاند. از سوی دیگر، سیاست آموزش مهارتی علیرغم تأثیر مثبت بر رشد اقتصادی و اشتغال، سبب تشدید شاخصهای فقر و افزایش نابرابری درآمد شده است. تحلیلهای حساسیت مدل، حاکی از آن است که حداکثرسازی رفاه اجتماعی، مستلزم تنظیم بهینه همزمان نرخ بیمه، سطح مزایای بیکاری، کیفیت آموزش و دستمزدهای پلتفرمی است. نتایج نشان داد که ترکیب بیمههای اجتماعی با آموزش مهارتی، بیشترین تأثیر مثبت را بر رفاه اجتماعی و کاهش نرخ بیکاری دارد. همچنین، تنظیم دستمزدها در سطح بهینه (۱.۳۷ برابر حداقل دستمزد) و محدود کردن سهم مشاغل گیگ به ۱۰-۲۰% از کل اشتغال، به بهبود تعادل بازارکار کمک میکند. بر این اساس، این پژوهش بر ضرورت طراحی سیاستهای تلفیقی و چندسطحی بهمنظور توسعه اقتصاد گیگ در جهت تحقق عدالت اجتماعی و کارایی اقتصادی تأکید میورزد.