اقتباس از مرکز و خیزش از پیرامون: مزیت عقبماندگی، انتقال تکنولوژی، و صنعتیشدن چین
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم سیاسی، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.
doi
10.22126/ipes.2020.5175.1249چکیده
درپی انقلاب صنعتی در انگلستان و رشد کشورهای صنعتی، چین به کشوری عقبمانده در پیرامون تمدن مدرن بدل شد و اکنون در میانة انتقال از پیرامون به جمع کشورهای توسعهیافتة صنعتی است. این مقاله واقعیت این انتقال بزرگ از چشمانداز نظریة مزیتهای عقبماندگی گرشنکرون را بررسی میکند. طبق این نظریه هنگامیکه ارادة سیاسی در رهبران جاماندگان از روندهای توسعهیافتگی صنعتی برای جبران عقبماندگیها شکل بگیرد، این دیررسیدگان ظرفیت وسیع و مشوقهای نیرومندی برای یادگیری رویههای موفق و تکنولوژیها و ابداعات کشورهای پیشرو دارند. آنها از مزیتهای بزرگ عقبماندگی برخوردارند. ازجملة این مزیتها دسترسی به ظرفیتهای تکنولوژیکی است که دولتهای پیشرو طی چندین قرن برای کسب آنها هزینههای سنگین تحقیق، توسعه، سعی، خطا، و ... را متحمل شدهاند، اما دولتهای بهجامانده میتوانند بدون پرداخت این هزینهها و در بازة زمانی کوتاهتری با اتخاذ سیاستهای صحیح این تکنولوژیها را انتقال دهند و رشد شتابانتری در روند صنعتیشدن داشته باشند. همانطورکه در این مقاله توضیح داده شده، این تحول در چین رخ داده است. چین از سال 1978 م برای تبدیل این مزیت و ظرفیت نهفته به مزیتی اقتصادی در مسیر همطرازشدن با آمریکا، درجایگاه پیشرفتهترین اقتصاد بزرگ صنعتی، بر انتقال تکنولوژی متمرکز شده است. چین هنوز در مقایسه با آمریکا عقب است، اما این شکاف را کاهش داده و به سرحد نوآوری نزدیک شده است. بنابراین، دیگر نمیتواند با قاپیدن و اقتباس تکنولوژیهای ارزان از ایالات متحده رشد شتابان گذشته را داشته باشد و میبایست دیگر هزینههای سنگین تحقیق و توسعه در نوآوریها را خودش تقبل کند. بنابراین، نرخ رشد اقتصادیاش از میانگین چهار دهة گذشته کمتر خواهد بود. دلالت این یافتهها برای ایران ضرورت شکلگیری ارادهای در متنفذترین الیتهای سیاسی برای پرکردن شکاف تکنولوژی با دولتهای پیشرو است.