«خیال» و «ترک ادب شرعی» (تبیین رابطۀ مضامین مبتنی بر ترک ادب شرعی در متون تغزّلی، با مقولۀ خیال)

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی

doi
10.22099/jba.2017.3614
چکیده

پرسش‌ اساسی مقالۀ حاضر آن است که چرا در متون تغزّلی و یا در متون عارفانۀ بهره‌مند از نمادپردازیهای ادبِ عاشقانه، گاهی با مضامین مبتنی بر ترک ادب شرعی روبروییم؟ منشاء پیدایش اینگونه مضامین چیست؟ و آیا می‌توان چگونگی شکل‌گیری اینگونه مضامین در ذهن هنرمند را توضیح داد؟ خاصه در سروده‌هایی تغزلی که توانش تفسیر و تأویل به مضامین عارفانه را نیز دارند گاهی با مضامینی روبروییم که در آن‌ها دلدار جایگاهی فرا انسانی و خداگونه یافته است و در بدو امر می‌توانند خارج از دایرۀ ادب شرعی ادراک و دریافت شوند. در این مقاله، نخست به مفهوم «ترک ادب شرعی» پرداخته و پس از تعریف آن، با ذکر نمونه‌هایی از متون منظوم پارسی، از متون آغازین شعر کهن گرفته تا متون معاصر، تقسیم ‌بندی‌ای دهگانه از زمینه‌های شکل‌گیری آن ارائه خواهد شد. چنانکه به تفصیل گفته خواهد شد، در سبک عراقی، که توأمان از درونمایه‌های عاشقانه و عارفانه بهره می‌برد، یکی از پرجلوه‌ترین فضاهای بروز ترک ادب شرعی ظاهری، «مضامین تغزّلی» است. و اما در بخش اصلی این نگاشته، با نگاهی به سروده-هایی از سعدی، و نیز ابیاتی منسوب به قیس‌بن مُلَوَّح (مجنون عامری)-که به عقیدۀ نگارندگان، سعدی در برخی مضامین از وی متأثر بوده است- این مسأله واکاویده و رابطۀ مضامینی که بنا به ظاهر ممکن است برخی حکم به خروج آنها از دایرۀ ادب شرعی کنند با مقولۀ «خیال» تبیین شده و منشاء پیدایش و چگونگی شکل‌گیری اینگونه مضامین در ذهن هنرمند، با یاری‌گرفتن از توصیف خاص ابن‌عربی از «خیال» و عشق عارفانه توضیح داده خواهد شد.