تحولات نقش و کارکرد زنان در نظام اقتصاد سیاسی ژاپن از دهة 1990 به بعد
نویسندگان
1 استادیار روابط بینالملل، گروه علوم سیاسی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
2 استادیار علوم سیاسی، گروه علوم سیاسی، دانشگاه پیام نور، مشهد، ایران.
doi
10.22126/ipes.2020.4775.1204چکیده
جهانیشدن اقتصاد آثار چندی بر امور داخلی و بیرونی جوامع همچون امور حاکمیتی آن بههمراه داشته است. در این بین، نقش دولت بهمنزلۀ تنها نهاد دارای اقتدار عالیه بهمنظور پاسخگویی به تحولات بیرونی و انطباق با آنها جایگاه ویژهای دارد. این انطباق پیآمدهای داخلی بر تمامی نهادها، ترتیبات، و طبقات اجتماعی در حوزههای اقتصادی، اجتماعی، و سیاسی دارد. هدف نگارندگان در این مقاله تحلیل واکنشها و پاسخهای دولت ژاپن و هواداران فمینیست به تغییرات در اقتصاد سیاسی و همچنین الگوهای تشکیل خانواده از دهۀ 1990 باتوجهبه گفتمان موجود مشترک بین اقتصاد سیاسی و نهاد خانواده در ژاپن است. ازاینرو، پرسش این مقاله این است که چه رابطهای بین بازسازی اقتصاد سیاسی و تحول خانوادهها و نقشهای جنسیتی زنان در ژاپن معاصر از دهۀ 1990 به بعد وجود داشته است؟ فرضیۀ نوشتار این است که بازسازی اقتصاد سیاسی متأثر از تحولات پدیدۀ جهانیشدن، زنان ژاپنی را بر آن داشته تا جهشی شتابزده از مدل فوردیستی زندگی خانوادگی به یک ایدۀ خوداتکایی فردی داشته باشند. یافتهها نشان میدهد که این تحولات پیآمدهایی همچون رشد مطالبات برابرخواهانۀ زنان، کاهش ازدواج و نرخ تولد، تضعیف نهاد سنتی خانواده، و درنتیجه لزوم دخالت دولت در سیاستهای اجتماعی و اقتصادی را بههمراه داشته است. روش پژوهش در این نوشتار از نوع توصیفی ــ تحلیلی و برپایۀ گردآوری اسناد کتابخانهای و اینترنتی است.