آموزه ی نجات و منجی باوری در ادبیات عرفانی ـ اسطورهای اندونزی
نویسندگان
1 استادیار، گروه ادیان و عرفان، دانشگاه بین المللی اهل بیت علیهم السلام، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری ، گروه ادیان و عرفان اسلامی، دانشگاه بین المللی اهل بیت علیهم السلام، تهران، ایران
doi
10.22111/jrm.2025.50573.1245چکیده
منجی باوری آنقدر در میان آدمیان با هر قومیت و دین و مذهبی به اسمها و رسمهای مختلف دیده میشود که گزاف نیست اگر بگوییم به مانند خداباوری و جاودانگی، به ادبیات دینی، یکی از «فطریات» و تنیده با خمیرهی همه آدمیان و به بیان اجتماعی، یک آرزوی دیرینه است. بدان معنا که همهی بشریت آرزوی آمدن فردی یا رسیدن دورهای را دارند که در آن عدالت اجتماعی در پهنای زمین فراهم شود. مهدی (ع)، ماشیح، پاراقلیطا، سوشیانت، میتریه و. . . همه اسمهایی از یک حقیقت موعود باورانه در درون نهاد بشر هستند. فرهنگ مردمان اندونزی و جاوه نیز از این قاعده مستثنا نیست. آنها معتقدند رنجهای بشری به واسطه «راتو عادل» التیام خواهد یافت. برای آمدن او علائم و هم شرایطی را قائلند. بارها آن را با شخصیتهای تاریخی یا اسطورهای کشورشان تطبیق دادهاند و طرفه آنکه شاید جزو معدود آیینهایی هستند که بعضی از مصادیق منجی آنان به نام «راتو عادل» زن نیز بوده است. مردمان عمدتاً روستانشین اندونزی و جزایر جاوایی، که همیشه منتظر نوعی نگاه عدالت محورانه از سوی حکومت مرکزی بودهاند، از مهمترین مسائلی که در خصوص راتو عادل قائلند همین است که او عدالت و رفاه اجتماعی را به گونهای نوین بازسازی میکند. این پژوهش با ادبیات توصیفی در خصوص منجی جزایر جاوایی سخن به میان آورده و عمدتاً از منابع زبان اندونزیایی بهره برده تا این موعود آیینی را به محققان فارسی زبان حوزه عرفان و ادیان به خصوص پژوهشگران حوزه ادیان خاور دور بشناساند.