مقایسه اسلوب غالب تأویل آیات قرآن در فصوص الحکم ابن عربی ومثنوی مولوی
نویسندگان
1 استادیار، زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه سلمان فارسی کازرون، کازرون، ایران (نویسنده مسئول)
2 دانشجوی دکتری، زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه سلمان فارسی کازرون، کازرون، ایران
doi
10.22111/jrm.2025.50140.1239چکیده
تأویل یکی از ستونهای اصلی اندیشه در فرهنگ اسلامی است که در آثار اندیشمندان مسلمان از فلاسفه تا متکلمان و عرفا حضور آشکار دارد. تمرکز بر باطن و گرایش به-تأویل از مهمترین ویژگیهای عرفان اسلامی است و بخش قابل توجهی از میراث بازمانده از آن را بهخود اختصاص دادهاست. دراین پژوهش توصیفی تحلیلی، بهمقایسه روشهای شاخصِ تأویل آیات قرآن کریم در دو کتاب فصوص الحکم ابن عربی و مثنوی مولوی پرداختهایم. بدین منظور، نخست مقصود از تأویل و روش تأویل را مشخص کردهایم. سپس با مقایسه رویکردهای تأویلی دو عارف بزرگ معلوم داشتهایم که اسلوب غالب تأویل نزد ابن عربی ریشهشناختی است بدین معنی که تأویلهای او با ریشهشناسیهای اغلب نامستند صورت پذیرفته؛ و از آنِ مولوی، بلاغی است و با استفاده از امکانات علم بلاغت، مخصوصاً استعاره و کنایه تحقق یافته است. در ادامه از علت ناگزیر بودن ابن عربی از اتّخاذ رویکرد ریشهشناختی و دستاندازی به بنیانهای زبانی (مخصوصاً در مشهورترین تأویلات او که در آیات مربوط به قوم نوح و هود و بت پرستان نمود یافته است) سخن گفتهایم و بنیانهای عرفانی تمایلات پلورالیستی او را تبیین کردهایم. سپس دلیل بینیازی مولوی از انتخاب روشهای ساختارشکنانه را نیز که در وفاداری وی بهاصول مکتب اشعری نهفتهاست معلوم داشتهایم.