مقایسه فرایند سلوک عرفانی در نگرش عطار نیشابوری و کاستاندا، شباهت ها و تمایزات
نویسندگان
1 دانشیار، گروه ادیان و عرفان دانشگاه شهید بهشتی، تهران ایران
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد، عرفان اسلامی ، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.22111/jrm.2025.49847.1235چکیده
مقایسه نماد گرایی «سیمرغ » و «عقاب» در اندیشه عرفانی عطار نیشابوری و کاستاندا، شباهت ها و تمایزات حسن سعیدی*میترا سادات طباطبایی**چکیده:. انسان معاصر که به دلایلی در عصر مدرنیته دچار بحران روحی شده است. در جستجوی دست یابی به نقطه آرامش است. این نیازمندی، موجب ظهور عرفان هایی در این راستا شده است. یکی از چهره های تاریخ معاصرکه در آثار عرفانی خود آموزه های سلوکی و معنوی را ارائه نموده «کارلوس کاستاندا » ( ق 20 م) چهره شاخص عرفان سرخپوستی است. از سویی در عرصه عرفان اسلامی، فرید الدین، عطّار نیشابوری، چهره ی بلندآوازه (قرن 7 هج ق) نیز اصول و دستور العمل هایی در مسائل سلوکی دارد. «عقاب» در آثار کاستاندا و «سیمرغ» در برنامه های سلوکی عطار در قالبی نمادین با هدف ترسیم نقطه اوج شخصیت انسانی به وضوح به چشم می خورد. هدف این تحقیق که با روش توصیفی، تحلیلی انجام شده است. بررسی وجوه مشابهت و تمایز میان اندیشه آنها ست. یافته ها نشان می دهد. که هر دو شخصیت در نگاه کلی در عرصه هستی شناسی به «گونه ای از وحدت وجود» معتقدند. کما اینکه در مسائلی مانند«کمال گرایی و کمال جویی انسان، نقش معرفت در سلوک، تمثیل پرنده به عنوان نماد حرکت صعودی، رهایی از دلبستگی ها در فرایند سلوکی» باور دارند. اما از سویی در ویژگی هایی مانند «رویکرد الهیاتی توحیدی، عنصر عشق، نگاه به حیات و...» تفاوت هایی دارند. که در متن مقاله به تفصیل بیان شده است.کلیدواژهها: عطّار نیشابوری، سیر و سلوک، کارلوس کاستاندا، سیمرغ، عقاب.............................................................................................................................................* دانشیار گروه ادیان و عرفان دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایرانh-saeidi@sbu.ac.ir** دانش آموخته ارشد عرفان اسلامی، دانشکده الهیات و ادیان دانشگاه شهیدبهشتی