نبوکدنصر دوم و یهودیان: بازنگری انتقادی روایتهای باستانشناختی، تاریخی و دینی
نویسندگان
1 دانشیار گروه باستانشناسی و گردشگری، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه مؤته، الکرک، اردن.
doi
10.22059/jarcs.2025.394675.143348چکیده
شخصیت نبوکدنصر دوم همچنان پژوهشگران را مجذوب خود میکند، درست به دلیل تضاد چشمگیری که در چگونگی یادکرد او در منابع مختلف وجود دارد. در حالی که اسناد بابلی او را پادشاهی دیندار و سازندهای برجسته معرفی میکنند، متون کتاب مقدس، گاه او را به عنوان ابزار داوری خداوند و گاه به عنوان نماد غرور استبدادی به تصویر میکشند. هدف این پژوهش، گشودن گره این روایتهای متعارض است؛ با بررسی اینکه چگونه آسیب روانی ناشی از تبعید، حافظه جمعی یهودیان را شکل داده و چگونه دغدغههای الهیاتی بر روایتهای تاریخی اثر گذاشته است. این مطالعه، به جای صرفاً فهرست کردن دیدگاههای متفاوت، استدلال میکند که درک نبوکدنصر مستلزم آن است که تبعید بابلی به عنوان نقطه عطفی شناخته شود که به شکلی بنیادین هویت یهودی را دگرگون ساخت. ویرانی معبد اول صرفاً یک فاجعه سیاسی نبود، بلکه ملتی را واداشت تا رابطه خود با امر الهی را از نو بازاندیشی کنند. چهره نبوکدنصر، چه در قالب یک عامل الهی و چه به شکل یک ستمگر مغرور، پاسخی بود به نیازهای جوامع مختلف برای معنا بخشیدن به این دگرگونی بزرگ. از طریق تحلیل دقیق اسناد اداری بابلی، متون کتاب مقدس و منابع متأخر اسلامی، این پژوهش نشان میدهد که چگونه حافظه تاریخی در فرهنگهای گوناگون ساخته و بازساخته میشود. «تبدیل دینی» نبوکدنصر که در کتاب دانیال روایت شده است، به باور نویسنده، بیش از آنکه بازتابدهنده یک تحول معنوی واقعی در پادشاه بابل باشد، بازتابی از کشمکشهای الهیاتی یهودیان تبعیدی است.