نامشناسی تختجمشید در اسناد و متون تاریخی: از آغاز تا دورۀ قاجار
نویسندگان
1 کارشناسیارشد تاریخ (اسناد و مدارک آرشیوی و نسخهشناسی)، گروه تاریخ، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 استادیار، گروه تاریخ، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران (نویسندۀ مسئول).
doi
10.22059/jarcs.2025.393407.143344چکیده
این پژوهش به بررسی سیر تاریخی نامهایی میپردازد که در طول زمان به تختجمشید، یکی از برجستهترین محوطههای باستانی ایران، اطلاق شده است. مسئلۀ اصلی پژوهش، این پرسش است که، چگونه تغییرات در نامگذاری یادمانهای باستانی بازتابی از دگرگونیهای گستردهتر در حافظۀ جمعی، ایدئولوژی و هویت فرهنگی هستند. هدف اصلی مطالعه، دنبال کردن فرآیندهایی است که طی آنها نامهایی چون «پارسه» در سنگنوشتههای هخامنشی تا «تختجمشید» در دورههای متأخرتر، در بستری از گفتمانهای تاریخی، دینی و فرهنگی شکل گرفتهاند. این پژوهش با بهرهگیری از رویکردی میانرشتهای که تحلیل زبانشناختی، تاریخی و باستانشناختی را با یکدیگر تلفیق میکند، به بررسی منابع متنوعی ازجمله کتیبههای سلطنتی، متون تاریخی کلاسیک و اسلامی، سفرنامهها و ادبیات اسطورهای میپردازد و به نقطۀ عطفی در دوران مدرن اشاره میکند که پیشرفتهای علمی در حوزۀ باستانشناسی، بهویژه رمزگشایی خطوط میخی، موجب رفع برداشتهای نادرست تاریخی شد و نام اصیل «پارسه» که در روزگار هخامنشیان بهکار میرفت، بار دیگر به هویت این مجموعه بازگردانده شد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که تاریخ نامگذاری تختجمشید صرفاً موضوعی واژگانی نیست، بلکه دریچهای مهم برای درک چگونگی به یاد آوردن، بازتفسیر و بازسازی گذشته است. با قرار دادن این تاریخ نامشناختی در دل مباحث کلانتری چون: باستانشناسی، میراثفرهنگی، حافظۀ تاریخی و تاریخنگاری، این پژوهش سهمی در فهم ژرفتر فرآیندهای فرهنگیای دارد که هویت تاریخی را شکل میدهند و بازتعریف میکنند.