معانی القایی شعر «نشانی» بر پایه‌ی هم‌نشینی نشانه‌ها

نویسندگان

1 دانشگاه شیراز

2 دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد

doi
10.22099/jba.2016.3568
چکیده

چکیده:شـعر نشـانی، یکی از اشعار سهراب سپهری است که منتـقدان بیـش از هر شعر دیگر وی به آن توجه داشته‌اند؛ اما علیرغم تعدد نقدهای نوشته‌شده، خواننده‌ به تفسیر قانع‌کننده‌ای از این شعر دست نمی‌یابد. هدف از نوشتن این مقاله، نقد و بررسی شعر نشانی برای دست‌یافتن به تفسیری است که مبتنی بر کلیت اندام‌وار اثر باشد. نگارندگان با اتکا بر متن شعر سعـی دارند با استفاده از روش تحلیل گفتمان و بر اسـاس رابطه‌ی ‌هم‌نشینی نشانه-ها از این شعر خوانشی دیگر ارائه کنند. بدین منظور از میان نشانه‌های شعر، نشانه‌های کلیدی‌تر برگزیده‌شده و پیوند آنها با سایر نشانه‌های شعر در محور افقی بررسی گردیده است.در نقد حاضر تفسیری روشن از شعر نشانی ارائه گردیده است؛ بررسـی شعر نشان می‌دهد این اثر دارای بن‌مایه‌ای فلسفی و روان‌کاوی است. حرکت سوار به روزگار پیشابلوغی(بلوغ) و پیشازبانی(خش‌خش) نشان می‌دهد شناخت سپهری از انسان و جهان با نگاه فلسفی و روان‌کاوی فروید و لکان شباهت دارد. تعبیر «شاخه‌ی نوری که به لب داشت»، القاکننده-ی زبان است که در تعبیرات لکان در رشد روانی سوژه، مبین «امر نمادین» در رشد کودک است. «بلـوغ»، که با «نام پدر» در تعبیـرات لکان منطبق است، در کنار «کودک» نظریه‌ی فاز آینه‌ی لکان را تداعی می‌کند. همچنین، همین موارد و واژه‌ی «اساطیر» که به نوعی به انسان تاریخی و یا ناخودآگاه جمعی انسان ارتباط دارد، راه را بر نقد این شعر از منظر روان‌کاوی فروید و یونگ نیز باز می‌کند.