تحلیل روابط قدرت در قصیده ترسائیه خاقانی
نویسندگان
1 دانشگاه اراک
2 دانشگاه اراک
doi
10.22099/jba.2016.3564چکیده
چکیدهدر تحلیل روابط قدرت با تکیه بر تحلیل انتقادی گفتمان، متن ادبی یک کنش اجتماعی و بهطورکلی نشان دهندة شکلی از روابط قدرت است که در قالب گفتمان خود را عرضه میکند. در این مقاله با استفاده از نظریة فوکو درباب قدرت و همچنین تحلیل انتقادی گفتمان ، قصیدة ترسائیة خاقانی بررسی شدهاست. این بررسی نشان میدهد که خاقانی با تکیه برشناخت گسترده از مذهب مسیحیت از سویی و مناسبات گوناگون قدرت در جامعه و درباراز سویی دیگر، گفتمان حاکم را در ابعاد مدهبی، ادبی و سیاسی به چالش میکشد و شعر خود را ابزار و استراتژی مبارزه با قدرتی میکند که افراد را به سوژههایی منقاد تنزل میدهد و با نظام خاصی از معرفت و دانش پیوند دارد . خاقانی قصد دارد، ضمن آشکار کردن قدر و منزلت علمی و ادبی خود در برابر رقیبان، دستگاه انضباطی و نظام سیاسی را وادار به پذیرش خواست آزادی خود کند.