تحلیل کنام‌سازی و الگوی استقرار محوطه‌های باستانی در شمال‌غرب فلات‌مرکزی (زیرحوضۀ آبخیز قزوین) طی دوره‌های نوسنگی، مس‌و‌سنگ انتقالی و مس‌و‌سنگ، در ارتباط با عوامل طبیعی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری باستان‌شناسی، گروه باستان‌شناسی، واحد علوم و تحقیقات تهران، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 استاد گروه باستان‌شناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران (نویسندۀ مسئول).

3 استادیار گروه باستان‌شناسی، دانشکدۀ علوم انسانی، واحد شوشتر، دانشگاه آزاد اسلامی، شوشتر، ایران

doi
10.22059/jarcs.2024.386117.143319
چکیده

طی دوره‌های باستانی، شرایط جغرافیایی و عوامل طبیعی، تأثیر بسزایی در شکل‌گیری محوطه‌های باستانی، رونق و افول آن‌ها و همچنین الگوی استقرار محوطه‌ها داشته است. آنچه در این پژوهش مورد بررسی قرار می‌گیرد، کنام‌سازی گروه‌های انسانی در بخش شمال‌غربی فلات‌مرکزی (زیرحوضۀ آبخیز قزوین) و الگوی استقرارگاه‌ها از آغاز دورۀ نوسنگی جدید تا پایان دورۀ مس‌و‌سنگ، باتوجه به ویژگی‌های ژئومورفولوژیک و ارتفاعی، شبکه‌های زهکشی و تحولات اقلیمی می‌باشد. بدین جهت، در ابتدا، با استفاده از مدل ارتفاع رقومی 30 متر و نرم‌افزار Arc GIS، زیرحوضۀ آبخیز قزوین مشخص گردید و با استفاده از همین نرم‌افزار، نقشه‌های ژئومورفولوژی، ارتفاع، فاصله از آبراهه و رده‌بندی آبراهه‌ها (شبکۀ زهکشی) تهیه شد؛ سپس موقعیت محوطه‌های باستانی این سه دوره در ارتباط با این عوامل ذکر شده، مورد بررسی و سنجش قرار گرفت. در ادامه به‌منظور افزایش معنای اطلاعات به‌دست آمده از بررسی ارتباط نقاط باستانی با عوامل موردنظر، این نتایج در ارتباط با ویژگی‌هایی اقلیمی و تحولات آن طی سه دورۀ نوسنگی، مس‌و‌سنگ انتقالی و مس‌و‌سنگ نیز، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان‌داد که عوامل طبیعی مورد بررسی در این پژوهش، در ایجاد الگوی استقرار محوطه‌های باستانی زیرحوضۀ آبخیز قزوین و همچنین گسست‌ها و پیوست‌های استقراری، بسیار تأثیرگذار بوده‌اند.