مطالعۀ سفال‌های لبه واریختۀ محوطۀ کله‌کوب آیسک سرایان با استفاده از روش‌های پتروگرافی و طیف‌سنجی فلورسانس پرتوی ایکس

نویسندگان

1 پژوهشکدۀ حفاظت و مرمت، پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری، تهران، ایران.

2 استادیار گروه باستان‌شناسی،‌ پژوهشکدۀ باستان‌شناسی، پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری، تهران، ایران (نویسندۀ مسئول).

3 پژوهشکدۀ حفاظت و مرمت، پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری، تهران، ایران.

4 دانشجوی دکتری حفاظت و مرمت اشیاء تاریخی و فرهنگی، گروه حفاظت آثار تاریخی، دانشکدۀ حفاظت و مرمت، دانشگاه هنر، تهران، ایران.

doi
10.22059/jarcs.2024.371275.143247
چکیده

آثار سفالین، از ده‌ها هزار سال پیش به‌وسیلۀ بسیاری از تمدن‌های باستانی تولید می‌شوند که به‌دلیل مواد اولیه و فناوری آن‌ها در طول تاریخ همواره بخش مهمی از فرهنگ و زندگی انسان‌ها بوده‌اند. کله‌کوب محوطه‌ای است در شرق ایران، استان خراسان جنوبی و شهرستان سرایان و طی کاوش‌هایی که در سال 1397 ه‍.ش. در این محوطه صورت گرفت، در دو کارگاه لایه‌نگاری حجم زیادی از کاسۀ لبه‌واریخته به‌همراه دیگر گونه‌های سفالی مربوط به هزارۀ چهارم پیش‌ازمیلاد که در جنوب‌غرب شناخته شده هستند، در دورۀ دوم این محوطه که با عنوان کله‌کوب II معرفی می‌شود، به‌دست آمد. این محوطه تاکنون شرقی‌ترین محوطه در فلات ایران است که کاسۀ لبه‌واریخته در مجموعۀ یافته‌های آن دیده شده است. باتوجه به اهمیت محوطۀ کله‌کوب در شناخت حوزۀ پراکنش این گونۀ سفالی، در این پژوهش سعی‌بر آن است با استفاده از روش‌های هدفمند آنالیزی و آزمایشگاهی میان‌رشته‌ای همانند پتروگرافی مقاطع نازک و آنالیز طیف‌سنج فلورسانس پرتوی ایکس (XRF) به بررسی ساختاری نمونه‌های این منطقه و مقایسۀ تطبیقی با سه محوطۀ چغامیش، ابوفندوا و تل ابلیس که دارای فناوری مشابه هستند، پرداخت. با تجزیه و تحلیل نتایج به‌دست آمده مشخص شد که نمونۀ سفال‌های موردمطالعه ازنظر تکنیک از یک الگو در ساخت پیروی می‌کنند؛ ولی ساختار تشکیل‌دهندۀ آن، شبیه به‌هم نبوده و منشأ ساخت آن‌ها متفاوت است، به‌طوری‌که نوع مادۀ اولیه در ساخت سفال‌های محوطه‌های فوق با کله‌کوب متفاوت بوده است.