ارزیابی تحلیلی سنت تدفینی تهیگور در شرق ایران: مطالعۀ موردی محوطههای شهرسوخته، شهداد (خبیص) و خنامان
نویسندگان
1 دانشیار گروه باستانشناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه نیشابور، نیشابور، ایران(نویسندۀ مسئول).
2 دانشجوی دکتری باستانشناسی، گروه باستانشناسی، دانشکدۀ علوماجتماعی، دانشگاه محققاردبیلی، اردبیل، ایران.
3 استادیار گروه باستانشناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jarcs.2023.342386.143111چکیده
شناخت شیوههای تدفین و تفسیر گورنهادهها، تبلور فرهنگ و بازتابی از عقاید بشری نسبت به جهان دیگر، آدابورسوم، باورهای مذهبی و همچنین ساختارها و پیچیدگیهای اجتماعی است. با ظهور مراکز شهری و گسترش آنها در دورۀ مفرغ قدیم و میانی سبب شکلگیری ارتباطات تجاری گسترده و برهمکنشهای فرهنگی ویژهای میان مهمترین کانونهای فرهنگی جنوب و شمالشرق و آسیای میانه میشود که پس از آن در دورۀ مفرغ جدید با ظهور فرهنگ بلخ-مرو/خراسان بزرگ نیز ادامه مییابد. در این دوره سنتهای تدفینی ویژهای شکلگرفته که مهمترین آن تهیگور است و درک کلی منشأ تهیگورها از اهداف اصلی پژوهش حاضر نیز محسوب میشود. آنها گوریاند که فاقد بقایای اسکلت متوفی بوده و احتمالاً کارکرد یادمانی داشته یا تنها یک سنتی تدفینیاند. شکلگیری این سنت از دورۀ مفرغ قدیم در جنوبشرق و در گورستانهای شهرسوخته، شهداد و خنامان گزارش شده و در دورههای بعد، یعنی مفرغ میانی و جدید بهعنوان پدیدهای فراگیر در نیمۀ شرقی ایران و آسیای میانه مطرح میشود؛ در این راستا پرسش اصلی پژوهش، چرایی و چگونگی این موضوع و مکانیزمهای انتشار این سنت است که حجم و تعداد تهیگورهای کاوش شده در مناطق فرهنگی متعدد و گاهنگاریهای ارائه شده برای آنها به تحلیل موضوع کمک میکند. فرض کلی بر این منطق استوار است که باتوجه به بررسی کمی و گاهشناختی جامعۀ آماری منشأ اصلی این سنت یا شیوۀ تدفینی به منطقۀ جنوبشرق ایران و مشخصاً دورۀ مفرغ قدیم در محوطۀ شهرسوخته سیستان و گورستان الف شهداد نسبت داده میشود. این سنت سپس در دورۀ مفرغ میانی در گورستان ب و ج شهداد و خنامان کرمان رواج یافته و درنهایت در راستای ارتباطات فرهنگی، جابهجایی مردم و اندیشههای مکانیزم شبکههای ارتباطی، تجارتهای غیرمستقیم و پیشهوران کوچرو، بهصورت فراگیر در مناطق میانۀ آسیا در دورۀ مفرغ جدید، انتشار پیدا کرده است.