نقد معناشناختی برگردان اصطلاحات عرفانی حکایت «زاهد و دزد» در بازنویسی‌های معاصر کلیله‌ودمنه بر اساس تحلیل مؤلفه‌ای

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند. بیرجند. ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران

3 دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران

4 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران

doi
10.22111/jrm.2024.49364.1215
چکیده

هنگام مطالعۀ متون ادبی می‌توان به آیین‌ها، باورها، فرهنگ و جهان‌بینی گذشته یک ملت پی برد. تأثیر عرفان و آموزه‌های آن در این متون، غیرقابل انکار است. باتوجه‌ به دشواری متون ادبی، بازنویسی روشی برای انتقال مفاهیم به خوانندگان امروزی است. ازاین‌رو، بررسی بازنویسی‌ها از اهمیت بالایی برخوردار است. این پژوهش با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی بر آن بوده است که اصطلاحات عرفانی «حکایت زاهد و دزد» کلیله ‌و دمنه را مشخص و با بهره‌گیری از روش مؤلفه‌های معنایی تحلیل کند و اهمیت آنها را در فهم پیام حکایت بازگو و درنهایت چگونگی بازتاب این اصطلاحات را در بازنویسی‌های معاصر کلیله ‌و دمنه بررسی و نقد نماید. برای نیل به این هدف، در گام نخست به شناساییاصطلاحات عرفانی متن اصلی پرداخته شد، در گام دوم این اصطلاحات هر یک با استفاده از متون عرفانی نزدیک به متن اصلی تشریح و مؤلفه‌های معنایی آن استخراج و در گام سوم، معادل این اصطلاحات در بازنویسی‌های معاصر استخراج و با استفاده از فرهنگ‌های معاصر معانی این معادل‌ها مشخص گردید. در گام پایانی به نقد و بررسی معادل‌های این اصطلاحات پرداخته شد. یافته‌ها نشان می‌دهد بازنویس در اکثر موارد امکان انتقال بخشی از مؤلفه‌های معنایی را پیدا نکرده است. به نظر می‌رسد یکی از موانع قابل ‌توجه برای انتقال پیام متن اصلی، برگردان این نوع واژگان و ساختار، در بازنویسی‌های کلیله ‌و دمنه است.