شناسایی فناوری و ساختار سلادنهای بهدست آمده از شهر گور؛ مطالعات باستانسنجی برپایۀ پرتو کاتودولومینسانس و باریکۀ سینکروترون
نویسندگان
1 استاد مؤسسه تحقیقات فیزیک کاربردی در باستانشناسی، دانشگاه بوردو مونتین، بوردو، فرانسه.
2 استادیار گروه باستانشناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران (نویسندۀ مسئول).
3 استاد گروه مرمت آثار تاریخی و فرهنگی و باستانسنجی، دانشکدۀ حفاظت و مرمت، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران.
doi
10.22059/jarcs.2024.363663.143227چکیده
کاربرد روشهای علمی و آزمایشگاهی بر پایۀ سنجش دادههای رقومی و تحلیل تصاویر در مقیاس متفاوت جایگاه مناسبی را در مطالعات باستانشناسی ایجاد نموده است. استفاده از پرتوهای پرانرژی سینکروترون در راستای شناسایی هرچه دقیقتر مواد تاریخی و فرهنگی و معمولاً بهصورت غیرتخریبی و با دقت بسیار بالا به شناسایی هرچه بهتر مواد مورد بررسی در مقادیر بسیار جزئی کمک نموده است؛ همچنین مطالعۀ نمونهها با پرتوهای کاتدی و ایجاد شاخصۀ لومینسانس در کانیهای موجود در نمونهها، میتواند به شناسایی هرچه بهتر ترکیب شیمیایی و تغییرات فازی در نمونههای تاریخی منجر گردد. پرتوهای ایجاد شدۀ کاتدولومینسانس از ترکیبات بلورین موجود در نمونههای مطالعاتی باعث یافتن تحلیلهای نوین کانیشناسی در راستای درک بهتری از فنآوری ساخت و منشأ یک مادۀ تاریخی میشود. در راستای بررسی و مطالعات باستانشناسی انجامشده در طی سالهای 1392-1393ه.ش. در محدودۀ شهر گور تعداد قابلتوجهی سفال سلادن و سفالهای منقوش و دارای لعاب بهدست آمده است. در این تحقیق تعداد 7قطعه از سفالهای مکشوفه با استفاده از روشهای مرسوم آزمایشگاهی و استفاده از باریکۀ پر انرژی اشعۀ ایکس تولید شده در سینکروترون و کاتدولومینسانس میکروسکوپی مورد بررسی قرار گرفتند. این مطالعات در راستای شناسایی خصوصیات شیمیایی این سلادنها، نحوۀ ساخت آنان انجام گردید. در راستای این مطالعات مشخص گردید که این سفالها از خاک رس کائولینی و در درجۀ حرارت حدود 1200درجۀ سانتیگراد و در دو مرحله پخته شده و از نسبتهای مشخصی از مواد خام در ترکیب شیمیایی بدنه و لعاب آنها استفاده شده است. این تناسب و نحوۀ پخت مواد دلیلی است بر انسجام و استحکام سلادن، که با درجۀ حرارت شکلگیری فازهای بلورین بین بدنه و لعاب همسانی دارد.