محوطۀ 089 چمشیر، استقرارگاهی از قرون میانی و متأخر اسلامی در حوزۀ زاگرس جنوبی
نویسندگان
1 استادیار گروه باستانشناسی دانشکده میراث فرهنگی، صنایعدستی، گردشگری، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران(نویسندۀ مسئول).
2 کارشناسیارشد باستانشناسی، گروه باستانشناسی، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران.
3 دانشجوی دکتری باستانشناسی، گروه باستانشناسی، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران.
4 استادیار گروه باستانشناسی، مؤسسه آموزش عالی نیما، محمودآباد، ایران.
doi
10.22059/jarcs.2025.378929.143276چکیده
همزمان با آغاز پروژۀ سدسازی در منطقۀ چمشیر، فعالیتهای باستانشناختی آنهم رنگوبوی ویژهای به خود گرفت. کشف محوطههای اسلامی از سدههای میانی تا قرون متأخر بههمراه سایر کشفیات، زمینۀ کاوشهای علمی منطقه را فراهم کرد. مطالعات انجام شده در منطقه، شرایط مطلوب جغرافیایی و وجود عارضههای طبیعی خاص مانند مسیر عبور رودخانۀ زهره و داشتن دامنههایی سرسبز که در نیمۀ دوم سال جلوۀ بهتری را به محیط پیرامون میدهند، از علل اصلی سکونت در محوطۀ 089 و مکانی مطلوب برای جوامع کوچرو با جابهجایی عمودی میدانند. شواهد باستانشناحتی بهدست آمده از محوطۀ 089 چمشیر از کاوش با روش کانتکست، در سال 1401 ه.ش. (یافتههای معماری و سفال) و تجزیه و تحلیل آنها، بازتاب نوعی استقرار نیمهموقت متعلق به جامعهای کوچرو با شیوۀ معیشت مبتنیبر دامپروری بههمراه کشاورزی دیم است. وجود بقایای معماری مرتبط با این سبک زندگی که شامل فضای سکونت انسان و محل نگهداری دام بههمراه ساختارهای پیرامونی آنها و یافتههای سفالی که باتوجه به فرم، کیفیت ساخت و کاربرد احتمالی، ارتباط این مجموعههای معماری را با شیوۀ مذکور بیشتر تأیید میکنند، شواهدی از این سبک زندگی میباشند. پژوهش حاضر با هدف دستیابی به دورههای سکونت، سبک زندگی رایج و آگاهی از برهمکنشهای محوطه و جامعۀ پیرامونی آن با سایر مناطق، اقدام به مطالعۀ گونهشناختی و گاهنگاری مقایسهای یافتههای کاوش با سایر مناطق پیرامونی کرده که در راستای پاسخگویی به پرسشهایی ازقبیل: چگونگی و نحوۀ ارتباطات در برهمکنشها، چگونگی تاریخگذاری یافتههای فرهنگی منقول و غیرمنقول و... است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و انجام مطالعات تطبیقی صورتگرفت. محوطۀ ۰۸۹، شامل پنج واحد ساختمانی مجزا با ابعاد گسترده بود که دو واحد ساختمانی با ساختار معماری تقریباً یکسان در کاربرد مواد خام و شیوه ساخت از دل خاک نمایان شد. در این واحدهای معماری، انواع سفالهای نوع استخر، سفالهای منقوش بدون لعاب اسلامی، سفال لعابدار و سفالهای سادۀ دوران اسلامی مشابه نمونههای بهدست آمده از منطقۀ فارس، خوزستان، کرمان و چهارمحالوبختیاری همراستا با مطالعۀ واحدهای معماری منجر به گاهنگاری نسبی محوطه از قرون میانی تا سدههای متأخر اسلامی گردید.