بحثی دربارۀ تندیسک‌های سنگی ترکیبی در فرهنگ‌های مروی بلخی و تأثیرات آن‌ها

نویسندگان

1 گروه باستان‌شناسی دانشکدۀ باستان‌شناسی میراث‌فرهنگی، دانشگاه شمال‌غرب، شیان، چین، مرکز تحقیقاتی مشترک باستان‌شناسی راه ابریشم، شیان، چین.

doi
10.22059/jarcs.2025.388989.143334
چکیده

در قرن گذشته، گروهی از مجسمه‌های سنگی زنانۀ ترکیبی عصر مفرغ، که به «پرنسس‌های باختر» معروف هستند، در بازار عتیقه‌جات پدیدار شدند و مشکوک به منشأ افغان بوده‌اند. بعدها، در خلال کاوش‌های علمی باستان‌شناسی، مجسمه‌های مشابه زنانه در جنوب ترکمنستان و شمال‌شرقی ایران کشف شد که مربوط به دورۀ دیرینۀ نمازگاه V است. بحث‌های بسیاری دربارۀ منشأ این مجسمه‌های زنانۀ سنگی ترکیبی وجود دارد. به‌طور سنتی، اعتقاد بر این است که آن‌ها عناصری واضح از تمدن ایلامی دارند و تحت‌تأثیر فرهنگ فلات جنوبی ایران قرار گرفته‌اند. از دوران نوسنگی تا عصر مفرغ در آسیای مرکزی، بقایای باستان‌شناسی ارتباطات نزدیکی با جمعیت‌های فلات ایران نشان می‌دهد. مجسمه‌های سفالی زنانه برای مدت طولانی در آسیای مرکزی و ایران استفاده می‌شدند و براساس آن‌ها، سنت مجسمه‌سازی با ویژگی‌های فرهنگی محلی به‌طور نسبتاً مستقل توݣݣسعه‌یافته است. مجسمه‌های جدید سنگی ترکیبی در نمازگاه V با سنت‌های اولیه آسیای مرکزی که از خاک رُس ساخته می‌شدند و  در شکل‌های ساده، متفاوت بودند. تزئینات روی سطح این مجسمه‌های سنگی ترکیبی، شباهت زیادی با تصاویر نخبگان از سلسلۀ ایلامی قدیم دارند؛ همچنین، مواد سنگی، عمدتاً کلریت و مرمر، می‌توانند به جنوب‌شرقی ایران نسبت داده شوند. ظهور این مجسمه‌های سنگی ترکیبی تغییراتی را در جامعۀ جنوبی آسیای مرکزی نشان می‌دهد که با انتقال مردم از دامنه‌های کوپت‌داغ به دلتای مرغاب هم‌راستا است. ادغام فرهنگ محلی آسیای مرکزی و فرهنگ ایرانی به‌طور ایدئولوژیک در این مجسمه‌ها  انعکاس یافته است.