واکاوی خویشکاریهای انسان نخستین در دیانت زرتشتی بر مبنای نظریه روانشناختی یونگ
نویسندگان
1 گروه ادیان شرق، دانشکده ادیان، دانشگاه ادیان و مذاهب قم
doi
10.22111/jrm.2024.48205.1172چکیده
در ادوار تاریخ، اساطیر قسمتی بنیادین و تاثیرگذار از ذهن بشری را مشغول به خود کرده است. درک و شناخت اساطیر درواقع، درک و شناخت بسترهای تشکیلدهندهی تمدن، فرهنگ و بارهای بشری است. یکی از بهروزترین متدهای درک و شناخت اساطیر، تحلیل روانشناختی آنهاست. از اینرو که اساطیر نهانی و کهنترین گردآمدهی تجربههای حیات انسانی است، فرایند و نتیجهی این تحلیل، درکِ درستِ روان و اندیشهی بشر و در نهایت تصحیح زندگی فردی و اجتماعی انسان خواهد بود. پژوهش حاضر، با استفاده از نظریه روانشناختی یونگ به واکاوی کهنالگوی انسان نخستین و تحلیل و بررسی اسطورهی آفرینش در اساطیر ایرانی با محوریت «کیومرث» میپردازد. روش تحقیق، کیفی و رویکرد تحلیلها، اسطورهشناسی تحلیلی است. این مقاله در بازسازی اسطوره آفرینش انسان بر اساس متون دینی زرتشتی و منابع ایرانی باستان و ایرانی میانه متکی است. در این تحقیق نشان خواهیم داد که با نظر به اسطورهی کیومرث، باور انسانهای نخستین تثبیت خواهد شد، چرا که آنها باور داشتند کیومرث، نمود فرایند تبدیل شدن یک انسان کامل به انسان زمینی و نزول خداوند از قالب خود به یک نماینده و در واقع انسان-خداست. داستان انسان نخستین نه فقط روایتگر آغاز زندگی است، بلکه غایت و هدف خلقت را هم بیان میکند. کیومرث نمونهای برای بیان تمام انسانهای غول خدا و ابرقهرمان است، چرا که او به روایت متون، از هرچیز و هرکس بهتر است و باید در آینده در جامعهی انسانی مشاهده شود.